حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤
حال چون ذهن دوباره به این دو تصویر نگاه کند آنها را یک تصویر ممتد و متصل واقعی مییابد و از اینجاست که حرکت در ذهن و عقل امری ممتد و متصل است ( البته منظور شیخ از عقل قوه خیال است والا در عقل که بعد و امتداد مطرح نیست ) ولی در خارج فقط یک حدوث تدریجی است بدون هیچ بقائی ، ( الامر المتصل الممتدالذی هو معقول فی الذهن و لیس بموجود فی الخارج ) این را اصطلاحا میگویند الحرکه بمعنی القطع ، و گاه به الحرکه القطعیه تعبیر میکنند که البته چون بوی تقسیم حرکت [ به حرکت قطعیه و غیر قطعیه ] را میدهد ، تعبیر درستی نیست . به هر حال شیخ حرکت بمعنی القطع را که به موجب آن به حرکت ماهیت خطی داده و وجودش را امری متصل و ممتد در خارج انگاشتهایم رد نموده و برای آن وجود خارجی قائل نیست . بیان دیگر درباره حرکت ، تعبیر نقطهای از آن است که به حرکت توسطیه ( الحرکه بمعنی التوسط ) معروف است . میگویند : حرکت عبارت است از " التوسط بین المبدا والمنتهی " . توضیح اینکه در یک حرکت مثلا وقتی که کبوتر در لحظهای که میخواست پرواز خود را از روی دیوار اول شروع کند برایش یک حالتی ایجاد میشود این حالت بسیط که در یک " آن " ایجاد شده نامش حرکت است و تمام ماهیت حرکت همین حالت بسیط آنی الحدوث است . نهایت اینکه این حالت وقتی که به وجود آمد آنگاه در زمان ادامه مییابد و آنچه را که ما به عنوان حرکت میشناسیم در واقع استمرار حرکت است بین دو نقطه مبدأ و نهایت . یعنی شما در مسافت بین مبدأ و منتهی هر حدی را که فرض کنید ، آن حالت بسیط حرکت در یک " آن " از زمان در این حد قرار میگیرد . خلاصه اینکه مطابق تعبیر " منظومه " که روشنتر از " اسفار " است هر حدی از مسافت که فرض شود جسم نه قبل " از آن " وصول به این حد و نه بعد از " آن " وصول ، در این حد قرار نمیگیرد ولی