حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧
سوم این که این انواع یا بالفعلند یا بالقوه ، اگر بالفعل باشند محال است ، یعنی محال است که این انواع در کنار یکدیگر صف بکشند ، پس باید بالقوه باشند . چهارم اگر ما قائل به اصالت ماهیت بشویم چاره ای نداریم غیر از این که این انواع را بالفعل بدانیم ، و لازمه اش اینست که انواع غیرمتناهی بالفعل محصور بین حاصرین باشند ، ولی اگر اصالت را با وجود بدانیم در واقع یک وجود واحد متصل مشتد است که از آن غیرمتناهی ماهیت قابل اعتبار است . پس معلوم شد که مسأله اشتداد تنها با اصالت وجود قابل توجیه است و با اصالت ماهیت قابل توجیه نیست . یا باید بگوییم اصالت با ماهیت است و اشتداد نیست و یا باید بگوییم اشتداد هست و اصالت با ماهیت نیست و چون اشتداد هست و همه وجودش را قبول دارند پس اصالت با ماهیت نیست و با وجود است .
لازمه حرکت اشتدادی انقلاب ذاتی است
مطلب دوم که مرحوم آخوند از حرکت اشتدادی استفاده میکند این است که : لازمه حرکت اشتدادی نوعی انقلاب ذاتی است . میدانید که این بحث از قدیم مطرح بوده است که آیا انقلاب ذاتی یعنی انقلاب ماهیت ممکن است یا نه ؟ میشنوید که اغلب میگویند انقلاب ذاتی محال است ، یعنی یک شیء ذاتی داشته باشد بعد این ذات تبدیل بشود به ذات دیگر محال است . بله شیء ذاتی داشته باشد و این شیء معدوم بشود و بعد از نو ذات دیگری موجود بشود این حرف دیگری است ، اما این شیء متبدل بشود یعنی همان اولی به دومی تبدیل شود ، میگفتند این محال است . به همین دلیل بود که حتی یک بحث طبیعی را مطرح میکردند که آن بحث کیمیاگری بود که آیا امکان دارد یک جوهر تبدیل بشود به طبیعت جوهر دیگری ، مثلا مس تبدیل بشود به طلا . اگر مس و طلا را دارای دو ماهیت مختلف