حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٥
و نوع واحد داریم دارای دو فرد مختلف . مثل زید و عمر و نسبت به نوع انسان که هر دو در نوعیت مساوی هستند و اختلافشان در عوارض فردیه است . آیا مرتبه اشد نسبت به اضعف ، در نوعیت اشتراک دارند و اختلاف در عوارض است پس مابه الاشتراکشان یک چیز است و مابه الامتیازشان چیز دیگر ( چون در باب افراد یک طبیعت اینجور است ) و مرتبه اشد چیزی و خصوصیتی را دارد که مرتبه اضعف ندارد ؟ اگر اینجور باشد که اشتداد نیست ، تکامل به معنای واقعی نیست ، چون در این صورت آن چیزی را که مرتبه اشد دارد غیر از آن مابه الاشتراک است و چیز دیگری است و در این صورت اشتداد نیست . چون اشتداد در جائی صدق میکند که فرد اشد آنچه را که فرد اضعف دارد ، دارد ولی در همانچه که با فرد دیگر اشتراک دارد ، بر او اضافه دارد ، یعنی مابه الامتیاز عین مابه الاشتراک است ، و اگر فرد شدید و فرد ضعیف را دارای یک ماهیت بگیریم یعنی هر دو را دارای یک ماهیت بدانیم ، معنایش این است که یک ماهیت هم در شدید وجود دارد و هم در ضعیف ، و اختلاف شدید با ضعیف در نفس همان ماهیت است ، پس معنایش این است که ماهیت در ذات خودش قابل شدت و ضعف است که این همان حرف اشراقیون است که گفتهاند : " بالنقص والکمال فی المهیة ایضا یجوز عندالاشراقیه " . ولی مشائین به دلائلی اثبات کرده اند که ماهیت قابل شدت و ضعف نیست ، و مرحوم آخوند هم اینرا قبول دارد ، اینجا دلیلش را ذکر نمی کند ولی به صورت اصل موضوع ذکر میکند . مشائین چون این مطلب ( محال بودن تشکیک در ماهیت ) را قبول دارند در حرکت اشتدادی گفته اند : دائما موضوع از نوعی از مقوله خارج میشود و وارد نوع دیگر میشود ، اگر تشکیک در ماهیت را قبول داشتند دلیلی نداشت بگویند از نوعی به نوعی خارج میشود ؟ و اختلاف مراتب را مساوی با اختلاف انواع بدانند ، بلکه می گفتند نوع یکی است ولی مراتب مشکک است . اصرار شیخ بر وجود انواع در حرکت اشتدادی برای این است که تشکیک در ماهیت را قبول ندارد . همین جا مرحوم آخوند دلیلی بر علیه آنها در مورد قولشان