حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣١
غیر مابه الاشتراک ، پس امر دائر است بین اینکه قائل به تشکیک در ماهیت بشویم که ماهیت طبق اعتراف خودشان قابل تشکیک نیست ، و اگر قائل به تشکیک در ماهیت نشویم ناچار باید بگوئیم هر مرتبه از مراتب شیء در اشتداد یک ماهیت دارد غیر از ماهیت مرتبه دیگر ( کون المراتب انواعا ) . سؤال مرحوم آخوند اینست که آنچه اینجا حقیقت و واقعیت است ماهیت است یا وجود ؟ از این دو تا یکی باید واقعیت باشد و دیگری انتزاع ذهن ، اگر آنچه واقعی است وجود است ، یعنی یک حقیقت واحدی است از وجود که اشتداد پیدا کرده است معنایش اینست که یک امر واحدی داریم از ابتدا تا انتها که هر مرتبه اش قابلیت انتزاع یک ماهیت را دارد ، یعنی واقعا در اینجا ماهیات متعدد نیست ولی ذهن هر چه بخواهد در اینجا میتواند ماهیت انتزاع بکند ، این معنای ماهیت انتزاعی است ، پس اشکالی در کار نیست . ولی اگر وجودی در کار نباشد یعنی حقیقتی نباشد و امر انتزاعی باشد لازمه اش اینست که آنچه در خارج تحقق دارد و عینیت دارد ماهیت است و معنایش اینست که شیء وقتی حرکت میکند و دائما از نوعی به نوعی میرود این انواع واقعیت دارند ، و میان این انواع وحدتی وجود ندارد ، و غیر متناهی نوع بالفعل وجود داشته باشد ، یعنی غیر متناهی محصور بین حاصرین شود ، که امری است محال . پس امر دائر است بین اینکه در حرکت اشتدادی آنچه واقعیت است یک وجود باشد و ماهیات به عنوان امور انتزاعی قابل اعتبار باشند و یا اینکه ماهیات غیرمتناهی حقیقت داشته باشد و برای هر کدامشان هم وجودی انتزاع شود ، دومی اگر باشد لازمه اش اینست که غیرمتناهی محصور بین حاصرین باشد که محال است ، اینست معنای این برهان : " کون المراتب فی الاشتداد انواعا " . پس خلاصه حرف مرحوم آخوند در اینجا این میشود که اگر اصالت با وجود نباشد ، اشتداد و تکامل در دنیا محال است ، ولی اشتداد و تکامل وجود دارد پس اصالت باوجود است .