حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١١
در آن واحد بیش از یک مکان را اشغال بکند ، لذا لازمه حرکت مکانی این است که شیء مکان قبلی را مقارن با اخذ مکان بعدی رها کند ، یعنی به هر اندازه که مکان اشغال میکند به همان اندازه مکان رها میکند ، و به همین علت است که تکامل رخ نمی دهد . مثل حوضی که به همان اندازه که آب به آن وارد میشود ، به همان اندازه آب از آن خارج شود ، در این صورت بر مقدار آب افزوده نمی شود و مثلا تکامل صورت نمی گیرد چون همزمان با ورود آب ، خروج آب صورت میگیرد ، حرکات " اینی " نیز چنین است . ولی در حرکات " اینی " هم تکامل به این صورت هست که جسم در رسیدنش به مکان بعدی که برایش امری بالقوه بود ، به فعلیت میرسد و بالفعل مکان دوم و سوم را دارا میشود ولی برابر با این فعلیتی که میگیرد فعلیتی را رها میکند ، و در نتیجه اگر یک شیء تا ابد هم حرکت أینی بکند نتیجه اش تکامل در مکان نخواهد بود . در عین حال چنین وضعی تنقص هم نیست ، تنقص این است که شیء بالفعل تبدیل به بالقوه خودش بشود ، مثلا شیئی که مکانی را بالفعل دارا شده باز نسبت به دارا بودن آن مکان ، بالقوه شود ، این محال است ، برگشت به قوه محال است . ولی اینکه یک شیء در حرکت اشتدادیش دور بزند ، و حتی در دور خودش برگردد به قوه ای مثل قوه قبلی محال نیست ، مثل حرکت دوری ، که شیء حرکت میکند و برمیگردد و به نقطه اول که قوه ای است مشابه قوه سابق نه عین آن . آنی که محال است این است که فعلیتی برگردد به عین قوه اول که از آن خارج شده و به فعلیت رسیده است . مراتب حرکت با زمان خودشان موجودند یعنی هر مرتبه ای از حرکت با زمان خودش موجود است و لازم نیست در زمان بعد هم موجود باشد .