حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١
تعریف بوعلی ؟ و به هر حال این مقایسه هم باید بعد از رسیدگی درباره حرکت قطعیه و توسطیه صورت بگیرد . اما درباره اینکه ماهیت حرکت چگونه است ؟ که البته مقصود از ماهیت ، چگونگی وجود آن در خارج است ، در این باره در فصل ١١ [ مبحث قوه و فعل کتاب " اسفار " ] تحت عنوان " فصل فی تحقیق القول فی نحو وجود الحرکه " بحث میکند و میخواهند ببینند آن چیزی که در خارج حرکت مینامیم وجودش چگونه وجودی است ؟ آیا وجودی است بسیط که قابل تجزی به اجزاء نیست نظیر نقطه ؟ یا که خیر وجودی است ممتد و قابل تجزیه همچون خط ؟ در اینجا قبلا باید نکتهای را متذکر شویم تا باعث اشتباه نشود چنانکه برای خیلیها میشود و آن اینکه حرکت را که ما در اینجا در دو شق بحث میکنیم به معنی دو قسم نیست چه یک وقت میگوئیم حرکت بر دو قسم است حرکت مستدیر و حرکت مستقیم این هر دو حرکتند و از اقسام آن هستند ولی در اینجا بحث بر سر اینست که حرکت به دو معنی است یعنی آن واقعیت خارجی را که ما به اسم حرکت مینامیم دو معنی برای آن متصور است که قهرا آن واقعیت با حفظ وحدتش بیش از یکی از آن معانی را نمیتواند در بر داشته باشد . یعنی حرکت اسمی است که یا این معنا ، مسمای آن است و یا آن معنای دیگر . به عبارت دیگر کلمه حرکت مشترک لفظی است میان این دو معنا و نه مشترک معنوی . حرکت لفظی است که در خارج معنای واحدی دارد و معنای دیگری که ساخته ذهن است . اهمیت توجه به این نکته روشن است چه حرکت در معنائی که وجودش نقطه مانند است امری است دفعی الوجود که در آن حادث میشود ولی در زمان مستمر و باقی است و به عکس لازمه اینکه حرکت وجود خطی داشته باشد این است که دفعی الوجود نباشد بلکه حدوث آن مستمر ، تدریجی و در زمان باشد و قهرا وقتی چیزی حدوثی در زمان داشته باشد مستمرا ، همین طور فنائی هم در