حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨
قار . در حرکت که سیلان است شیء در هر آن مرتبه ای از مافیه الحرکه و فردی از آن را دارد ، ولی سکون که قرار است در قطعه ای از زمان مثلا یک ساعت یک فرد خاص از مافیه الحرکة را دارد . پس سکون عبارت شد از قرار الموضوع فی المقوله . می توان بحثی را که در فصل پیش مطرح بود در اینجا عنوان کرد ، آن بحث این بود که : " التسود لیس بمعنی أن السواد اشتد " بلکه اشتداد الموضوع فی السوادیته است ، ولی بعد دیدیم مرحوم آخوند در آخر کلام به شکلی این معنی را قبول کرد که در عین اینکه اشتداد الموضوع فی سوادیته است ، در عین حال صحیح است بگوییم سواد اشتد هم هست این که اینجا میگویند : السکون قرارالشیء ، ممکن است سؤال شود یعنی چه ؟ مثلا وقتی میگوییم شیء در مکان ساکن است معنایش قرارالمکان است یا قرارالجسم فی المکان است . یعنی قرار صفت موضوع است یا صفت مقوله ؟ اگر درباب حرکت گفتیم که تسود اشتداد [ سواد ] نیست بلکه اشتدادالموضوع است ، در اینجا هم وقتی میگوییم السکون قرار الشیء باید بگوییم قرارالموضوع فی صفته است ، و اما اگر آن را درست دانستیم که التسود اشتداد السواد است ( که گفتیم هر دو درست است ) در اینجا هم هر دو تعبیر درست است ، یعنی السکون قرارالشیء فی زمان خاص و مکان معین ، و نیز میتوانیم بگوییم السکون قرارالمکان فی زمان .
نظریه متکلمین درباره سکون
متکلمین درباب سکون نظری دارند که در " معالم " هم در شبهه کعبی متعرض آن شده است ، این نظر هر چند درست نیست ولی حاکی از دقتی است که کرده اند . گفتهاند " السکون الکون فی الان الثانی فی المکان الاول " یعنی شیء اگر در حال حرکت باشد در هر آن در مکانی است ، و در آن دوم و سوم در مکان های دیگر ( البته در حرکات اینی ) و سکون به این محقق میشود که شیء در دو آن در یک مکان باشد ، منتهی آنها دیگر نگفته اند : " کون فی الان الاول فی مکان [ الاول ] و کون