حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٦
موجود میشود از آن جهت که موجود واقع در زمان است . موجودات زمانی واقع در زمان هستند ، مثلا ما الان در زمان قرار داریم ، و اما معنای اینکه در زمان هستیم و زمان ظرف ما هست چیست . بعدا نیز خواهیم گفت که این " در بودن " در بودن تحلیلی است نه عینی و خارجی ، مثل در اطاق بودن ، اینجور نیست و بعدا تفصیلش میآید که خود در زمان بودن واقعی و خارجی نیست بلکه انتزاعی است . بنابراین مسأله " هیئت حاصله از در زمان بودن " که تعریف " متی " است امر انتزاعی و غیر عینی میشود . فرضا از اینها هم که صرف نظر بکنیم ، آیا حرکت در نسبت شیء به زمان معنی دارد ؟ نه این هم معنی ندارد ، چون در آینده خواهیم گفت که زمان و حرکت یک چیز است ، یعنی هر شیء که حرکت دارد اگر مقدار حرکت آن را مبهم در نظر نگیریم و متعین در نظر بگیریم میشود زمان ، و هر چیزی که متحرک است زمانی و هر چیزی که زمانی است متحرک است ، اگر چیزی زمانی باشد محال است متحرک نباشد ، به عدد حرکات عالم هم زمان وجود دارد ، منتهی یک حرکت از حرکات عالم را که مقیاس سنجش سایر حرکات میگیریم ، زمان را از آن انتزاع میکنیم و این زمان اصطلاحی است والا در واقع همه حرکات میتوانند منشأ انتزاع زمان باشند . ما حرکات شب و روز را مقیاس زمان میگیریم و آن را مثلا به بیست و چهار قسمت تقسیم میکنیم و آن را باز به تقسیمات دیگر و همچنین ، حرکت زمین به دور خورشید را سال حساب میکنیم و هکذا ، و حرکات دیگر را با این مقیاسهای وضعی میسنجیم . حرکت و زمان یک چیز است ، و چون حرکت در حرکت معنی ندارد ، حرکت در زمان و حرکت در نسبت شیء به زمان ( متی ) هم معنی ندارد ، بنابراین حرکت در " متی " را هم نفی میکنیم . اکنون میپردازیم به مقوله جده ، مقوله جده هم در مقوله بودنش بحث هست ، ولی در هر صورت آن را تعریف کرده اند : " هیئت احاطه شیء بر شیء دیگر " مثل تقمص و تعمم و . . . این هم یک امری است مثل مقوله اضافه ، یعنی اصالت ندارد ،