حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٥
است اگر به لایتناهی برسد که معنایش اینست که دیگر زمان در کار نیست و در این صورت هم حرکت نخواهد بود ولی سرعت به دو نحو است ثابت و متغیر . اگر ثابت باشد معنایش اینست که نسبت تمام اجزاء زمان با اجزاء مسافت مساوی است و اگر بطور تدریج ، متغیر باشد معنایش اینست که نسبت اجزاء زمان حرکت با اجزاء مسافت مساوی نیست و نسبتشان در حال تغییر است . پس دو نوع از سرعت صحیح است چون حرکت نیاز به سرعت دارد اعم از ثابت و یا متغیر . پس آنچه که در اینجا هست یعنی تغییر سرعت حرکت ، آن را حرکت در حرکت نمی شود دانست به معنای اینکه حرکتی مسافت باشد برای حرکت دیگر ، در اینجا شیء در تدریج وجودش متدرج نیست ، بلکه وجود تدریجی را دفعتا پیدا میکند ، ولی صفتی از صفات تدرج وجود که عبارت از سرعت باشد ، ( سرعت و بطء دو صفتند از صفات حرکت ) ممکن است بطور ثابت برای حرکت باشد یا بطور متغیر . بنابراین ، این را حرکت حرکت میشود نامید نه حرکت در حرکت . چون حرکت حرکت یعنی حرکت شیء حرکت میکند نه اینکه شیء در حرکت حرکت میکند ، تا از نظر حکما محال آن لازم بیاید .
عدم وقوع حرکت در مقوله متی ، جده و اضافه
گفتیم از میان ده مقوله ، حرکت در چهار مقوله به عقیده جمهور و در یک مقوله به عقیده مرحوم آخوند مسلم است . از ده مقوله ، پنج مقوله دیگر باقی میماند ، گفتیم حرکت در دو مقوله أن یفعل و أن ینفعل نیست چون خود آنها حرکت هستند و حرکت در حرکت معنی ندارد ، باقی میماند سه مقوله دیگر یکی متی و دیگر جده و سوم اضافه . ایشان میگویند در متی و جده هم حرکت نیست ، چون مقوله متی هم در مقوله بودنش ( به معنای ماهیت بودن و معقول اول بودن ) شک و تردید است بلکه به این معنی در واقع مقوله نیست . گفته اند که متی عبارت است از هیئتی که عارض