حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٩
است . بعد ایشان میگویند اگر تدریج بخواهد تدریجا صورت بگیرد ، این مستلزم امعان در تدریج است نه خروج از تدریج ، چون شیء اگر بخواهد تدریج را تدریجا متلبس بشود نه دفعتا ، پس هر چه که دارد هنوز تلبس به تدریج است یعنی از اول تا به آخر مثلا یک ساعت که بخواهد در تدریج متدرج بشود ، هنوز در تدریج هست و در طول این مدت میخواهد متدرج بشود . یک وقت میگوییم این شیء مثلا اتومبیل این مسافت را طی میکند ، تدریجا ، یعنی آنا فانا قسمتی از مسافت را طی میکند ، حالا اگر این تعبیر مسامحی عرفی را بکنیم و بگوییم : تدریجا دارد حرکت میکند آیا در این صورت مسافت را طی کرده یا نکرده ؟ معلوم است که طی نکرده است ، چون حرکت میکند یعنی بعضی از مسافت را طی کرده و بعضی را طی نکرده پس اگر بگوییم یک ساعت در حال حرکت تدریجی است یعنی هم حرکت کرده و هم نکرده ، چون هنوز متلبس به حرکت نشده و متدرجا متلبس به حرکت میشود ، و معنایش اینست که حتی یک ذره هم از مسافت را طی نکرده است ، اگر چیزی از حرکت را طی کند معنایش اینست که بطور کامل متلبس به حرکت شده است ، و این با تدریج منافات دارد ، و ایشان این مطلب را اینجور گفته اند که : لازمه تدریج در تدریج در شیء امعان در آن شیء است ( نه خروج از آن ) و در نتیجه حرکتی صورت نگرفته است . اینهم نکته دومی است که ذکر کرده اند . ٣ - نکته سوم این است که ایشان میگویند مثلا فرض کنیم که " ان یفعل " تسخین است که گرم کردن تدریجی است . لازمه این حرف اینست که این تسخین اگر خودش هم بخواهد تدریجی باشد ، یعنی تدریجا دارد تدریجا گرم میکند ، لازمه اش اینستکه به سوی تبرید باشد نه به سوی تسخین و حال آنکه خود تسخین اینست که تدریجا گرم شود ! حاجی مقصود مرحوم آخوند را از این عبارت جوری بیان کرده است و آقای طباطبائی جور دیگر . آقای طباطبائی این را دنباله حرف قبلی گرفته است .