حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٢
آن مثال اینست که : شما قبول دارید که حرکت یک نیازی به مسافت دارد و
یک نیاز به زمان . مثلا این مسافت ده متر را شیء متحرک یک وقت در دو
ثانیه طی میکند و یک وقت در یک ثانیه ، این در حرکتهای یک نواخت ،
ولی گاهی حرکت تدریجا سرعت پیدا میکند ، یعنی سرعتش مثل فرض اول
ثابت نیست بلکه متدرج و متغیر است چنین چیزی بدون تردید هست حالا این
اسمش چیست ؟ حرکت در حرکت یا چیز دیگر است ، باید در این باره فکر
کرد .
و اما مطلبی که آقای طباطبائی در اینجا دارند و گفتیم آن مطلب بسیار
عالی است اینست که میگویند : مرحوم آخوند حرکت در اعراض را همان
حرکات ظاهری میداند که ما میبینیم مثل حرکت در کیف ، در أین ، در کم و
نظایر اینها و غیر این حرکات محسوس را ایشان سکون اعتبار میکند . مثلا
شیء اگر الان در این مکان هست و ثابت است و حرکت نمی کند پس ساکن
است و حرکت در " أین " ندارد ولی لازمه حرف ایشان درباب حرکت جوهری
( که خود ایشان هم ثابت کرده اند و گفته اند عرض به تمام شئونش تابع
جوهر است و برای جوهر سکون نیست ) اینست که در همان حالی که انسان
احساس میکند جوهر در عرضی مثلا " أین " ساکن است در همان حال در عرض
" أین " متحرک باشد یعنی این سکون امر نسبی است . منتهی یک وقت
متحرک انتقال پیدا میکند از فرد بالقوه از مکان به فرد دیگر و مغایر و
یک وقت انتقال از فردی از مکان است به فرد مماثل ، این شیء که در
اینجا ساکن به نظر میآید محال است جوهر آنافانا تغییر بکند ولی أینش [١] تغییر نکند ، محیطش ساکن است و تغییر نمی کند چون مفروض اینست که
منتقل نمی شود ، ولی نسبت این شیء با محیطش به طور مسلم تغییر میکند ،
زیرا که خودش در جوهرش در حال تغییر است . دو شیء که با هم نسبت
دارند این نسبت وقتی ثابت میماند که هر دو ثابت باشند ، ولی اگر هر
یک از آنها تغییر بکند نسبت
[١] أینش جایی که اکنون به آن تکیه کرده است نیست ، بلکه أینش عبارت از هیئتی است که عارض بر آن شیء است به اعتبار نسبتی که به محیط اطرافش دارد .