حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦
همچنین بعضی از مقولات دهگانه نظیر مقوله فعل و انفعال یا ان یفعل و ان ینفعل که یکی به معنای تاثیر تدریجی است و دیگری تاثر تدریجی و اینها را امور غیر قارالذات میگویند . در بین فلاسفه اسلامی این بحث بوده که آیا حرکت در امور غیر قارالذات هم معنی دارد یا نه ؟ تقریبا ( نه تحقیقا ) تمام فلاسفه اسلامی معتقدند که حرکت در این گونه امور و مقولات معنی ندارد . پس قید " حال قاره " برای احتراز از مقولاتی چون فعل و انفعال و متی میباشد و انتقال از فعلی به فعلی و یا از انفعالی به انفعالی را حرکت نمیشمارد . اما قید " فی الجسم " چرا ذکر شده ، صدرالمتالهین خود معتقد است که فقط تبدلهائی که در جسم واقع میشود از نوع حرکت است و بوعلی نیز این قید را برای خارج کردن تبدلات نفس مجرد . از حرکت آورده و البته این توجیه مطابق نظر خاص ملاصدرا است که حتی برای نفس مجرد در مرتبه تجرد عقلانی هم به تبدیل قائل است . نظر دیگر درباره این قید اینست که برای احتراز از وجود حرکت در هیولی آورده شده ، ولی این نظر نمیتواند صحیح باشد زیرا ابن سینا هم چون ملاصدرا به تبدل در هیولی قائل است و موضوع حرکت کمی را هیولی میداند ، بنابراین چون تبدل در هیولی از نوع حرکت است قید فی الجسم خارج کننده هیولی نیست . قید یسیرا یسیرا که واضح است برای لحاظ کردن تدریج میباشد . زیرا خروج از قوه به فعل ممکن است دفعی باشد و در این صورت حرکت نیست . " علی سبیل اتجاه " یعنی به نحو توجه به سوی چیزی ، برای رساندن این مطلب گفته شده است که غایت داشتن مقوم ذات حرکت است ، و شبیه قید کمال اول در تعریف ارسطو است که مفهوم کمال اول متضمن مفهوم کمال ثانی است . حرکت کمال اول است از این جهت که عین قصد و توجه به کمال ثانی است . در اینجا هم میخواهد بگوید که حرکت تبدلی است که نحوه وجودش توجه داشتن به سوی شیء دیگر است و حرکت بدون غایت داشتن معنی ندارد . امروزه