حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٥
دارد ، ولی فرد متدرج الوجود . و معنای اینکه گفته اند " للمتحرک فی کل آن فرد من المقولة او نوع منه او صنف منه " روشن میشود . فردش را الان گفتیم نوعش هم وقتی است که حرکت اشتدادی باشد ، که در این صورت له فی کل آن نوع من المقوله ، البته به همان معنی یعنی بالقوه ، روشن است که جایی که انتقال از نوعی به نوعی باشد انتقال از فردی به فردی هم هست و لاعکس . آنی که فرد واقعی بالفعل است فرد واحد متدرج الوجود است ، این حرف را به صورت دیگر هم میتوانیم تعبیر کنیم ، چون در مورد حرکت یک اختلافی بود که آیا حرکت توسطی که امری است بسیط و غیر ذی بعد موجود است یا حرکت قطعی که ممتد است به امتداد زمان ، یا هر دو . مرحوم آخوند به وجود هر دو تمایل داشتند . این جهت در مانحن فیه تأثیری نمی گذارد چون علی ای حال چه قایل به این باشیم یا به آن ، قائل به اصالت وجود باشیم و یا مثل شیخ قائل به اصالت وجود نباشیم در هر صورت حرکت در مقوله به این معنی نیست که متحرک در هر آنی بالفعل یک فرد از آن مقوله را دارد بلکه به صورت یک امر واحد ( حالا یا واحد توسطی یعنی یک وجود واحد مستمر یا به صورت امر واحد قطعی یعنی شیء متدرج الوجود ممتد به امتداد زمان ) وجود پیدا میکند . ولی در هر آنی فردی از مقوله از حرکت قابل انتزاع است .