حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٨
درستی نیست ، چون در حرکتهای جوهریه نمی آید ، و گفتیم وجه صحیح تر اینست که حرکت امری است بالقوه که میخواهد به فعلیت برسد و لذا نیاز به قابل دارد همچنانکه نیاز به فاعل دارد ، پس مقصود از موضوع یعنی قابل نه موضوعی که درباب عرض میگویند و یا طبق " کل حادث مسبوق به قوه و مادش تحملها " موضوع ماده است و حرکت هم حادث . بنابراین مقوله نمی تواند موضوع حرکت به معنای قابل باشد ، و از این راه است که میشود موضوع بودن مقوله را ابطال کرد نه از راه برهانی که ذکر کردند ، و دیدیم که خود مرحوم آخوند این برهان را رد کرد . [ ضمن رد قول سوم گفت تقسیم مقوله به قار و غیر قار به وجهی یعنی به اعتبار وجود درست است ] به اعتبار وجود ، حرکت در عین اینکه حرکت است متحرک است ، تجدد و متجدد است آنهایی هم که می خواستند موضوع بودن مقوله را از راه وجود توجیه کنند میگفتند تسود سواد است ، یعنی عین حرف مرحوم آخوند را در اینجا ، میزدند . منتهی اینجا دو سه مطلب است که همیشه با هم مخلوط میشود و باعث اشتباهات زیادی میگردد : اول اینکه : درباب موضوع حرکت یک وقت از باب عرض بودن و یک وقت از باب حدوث و ماده وارد میشویم ، گفتیم وجه اول درست نیست و وجه دوم درست است . پس منظور از موضوع حرکت قابل و ماده است . مطلب دیگر اینکه آیا میتوانیم به حرکت متحرک اطلاق بکنیم یا نه ، که در واقع یک مبحث لغوی است و شبیه مبحث مشتق است که آیا مشتق به مبدأ اشتقاق اطلاق میشود یا نه ، مثل اینکه درباب وجود میگویند که آیا میشود به وجود موجود اطلاق کرد یا نه . جواب اینست که در امور انتزاعی محض مثل ابوت و بنوت مشتق به مبدأ اشتقاق بهیچ وجه صدق نمی کند و نمی توانیم به ابوت اب اطلاق کنیم ، ولی در مواردی که مفهوم انتزاعی محض نباشد مثل موجود ، در این موارد مشتق به مبدأ اطلاق میشود .