حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
دو تفسیر و تعبیر داریم از ماهیت یک واقعیت که این دو تفسیر با یکدیگر تقابل هم دارند . یعنی مورد بحث این است که کدامیک از این دو تفسیر ماهیت واقعیت خارجی را که حرکت مینامیم بیان میکند . به هر صورت یکی از این دو نمیتواند صحت داشته باشد چون در خارج بیش از یک واقعیت نداریم . برای درک این دو معنی ، یک حرکت مکانی مثل رفتن جسمی از نقطه " الف " به نقطه " ب " را در نظر میگیریم . در خارج چه رخ داده ؟ آیا در همان " آن " اول در جسم مزبور حالتی به وجود آمده ، یک شیء بسیط به نام حرکت برای جسم حاصل شده که این حالت بسیط تا زمانی که به نقطه " ب " واصل میشود در او باقی و مستمر است ؟ آیا حرکت مثل سفید شدن جسمی است که در یک آن حالت سفیدی برای او حاصل میشود و از همان حصول سفیدی این حالت در شیء دوام و استمرار مییابد تا " آن " دیگری که جسم دیگر سفید نیست یعنی حدوثی داریم در " آن " و بقائی در زمان . اگر برای حرکت نیز چنین ماهیتی فرض کردیم که در " آن " حادث میشود و در زمان باقی است ، این را حرکت به معنی توسط میگویند . ولی تعبیر و تحلیل دیگر از حرکت این است که : شیئی حادث شده که بیوقفه در حال حدوث است ، به چه ترتیب ؟ به این صورت که در هر آن حادث و همچنین فانی میشود ، یعنی حدوث و فنای تدریجی دارد . خود شیء تدریجا تحقق پیدا میکند . این نحوه تحقق پیدا کردن برای شیء همان حرکت است ، در مقام مثال میشود به راس مدادی تشبیه کرد که روی کاغذ بر کنار لبه خط کش حرکت میکند . این خط در " آن " حاصل نشده است بلکه تدریجا در حال حدوث است اگر مثلا ١ دقیقه طول کشیده تا خط کامل شود این یک دقیقه مدت حدوث و تکمیل خط است و نه زمان بقای آن . حال اگر در این مثال به این طریق اصلاحی بکنیم که مداد به گونهای است که خط به محض رسم شدن از روی کاغذ محو