حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٥
بموازات علیتش برای حرکت ، در خودش هم حرکت حاصل میشود ولی این حرکت از خارج به آن داده میشود نه اینکه در ذات خودش باشد ، و در علةالمتغیر متغیر لازم نیست که علت ، متغیر بالذات باشد ، چون تغییر شرط موجب میشود که شرط و مشروط مجموعا متغیر باشند ، پس تغیر شرط به خود طبیعت هم صفت تغییر میدهد . مرحوم آخوند میفرمایند که این توجیه شیخ توجیه غلطی است ، برای اینکه ما نقل کلام میکنیم به همان شرائطی که ملحق شده است ، چون این شرائط از خارج طبیعت که ملحق نمی شود . این مراتب قرب و بعدی که شما میگویید خود اینها از کجا پیدا می شوند ، تجدد این مراتب معلول چیست ؟ اینها هم معلول طبیعت است ، یعنی همان چیزی را که شما شرط میگیرید خود همان هم باز معلول است ، پس باز این سؤال زنده میشود که چگونه طبیعت ثابت علت این تجدد قرب و بعدها شده است . اشکال : حکما مطلب را به این شکل بیان نکرده اند که طبیعت با تجدد مراتب قرب و بعد علت است برای حرکت ، یعنی حرکت را فقط در مرتبه معلول بگیرند و تجدد مراتب قرب و بعد را در مرتبه علت ، یعنی دو چیز بگیرند جدا از یکدیگر که یکی به تمامه بر دیگری تقدم دارد ، بلکه اینها یک علیت متداخلی فرض میکنند ، یعنی میگویند طبیعت با قسمتی از مراتب قرب و بعد علت است برای قسمتی از حرکت ، و طبیعت باشطری از حرکت علت است برای شطری از قرب و بعد که در واقع اینطور میشود که قرب و بعد ، علت حرکت میشوند با طبیعت ، و حرکت هم علت قرب و بعد میشود با طبیعت . مثلا فرض کنید این سنگ که از بالا حرکت میکند ، خود سنگ با درجه ای از قرب و بعد علت است برای درجه ای از حرکت ، بعد که آن درجه از حرکت پیدا شد ، طبیعت با آن درجه از حرکت علت است برای درجه جدیدی از قرب و بعد و باز طبیعت با این درجه جدید از قرب علت است برای حرکت و همچنین . . . پاسخ : اینهم مشکلی را حل نمی کند . اولا هیچ فرق نمی کند که