حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣
تصحیح میکنم که حرکات عرضیه نیازمند به موضوع متحصل هستند ، نه حرکات ذاتی ، و آن دلائلی را که ما در اول فصل برای نیاز حرکت به موضوع ذکر کردیم در حرکات ذاتیه و جوهریه نمی آید . دلیل اول این بود که حرکت عرض است و عرض موضوع میخواهد . واضح است که این دلیل در حرکات جوهریه نمی آید ، چون بر فرض صحت این حرف ، تنها حرکات عرضیه میتوانند عرض باشند ، و حرکات جوهریه که عرض نیستند ، چون حرکت در هر مقوله ای تابع آن مقوله است و حرکت در جوهر ، جوهر است و حرکت در عرض ، عرض . دلیل دوم که مسأله قوه و فعل باشد باز در اینجا جاری نیست ، چون معنایش اینستکه هر امر حادثی ، یعنی امری که برای امر دیگر حادث شده ، و چیزی بالقوه آنرا دارد و بالفعل آنرا ندارد ، چنین چیزی نیاز به موضوع دارد ، و حرکت در اینجا ذاتی است و لازمه ذات متحرک است که از ذات آن انتزاع میشود و در اینجا قوه و فعلی در کار نیست . و اگر هم نیاز به موضوع برای حفظ وحدت شخصیه باشد ، باز هم در جوهر جاری نیست چون حافظ وحدت در جوهر ، خودش است ، بلکه گفتیم در عرض هم ممکن است کسی مناقشه کند . و اما اینکه در فصل پیش گفتیم که حرکت نیازمند به موضوعی است که مرکب از مما بالقوه و مما بالفعل باشد در اینجا میگویند : آن حرف را هم باید اینجا تصحیح کنیم و بگوییم که این نیاز ، تنها در حرکات عرضیه صادق است ، در حرکات ذاتی ما نیاز به چنین موضوعی نداریم ، و اینجا است که مرحوم آخوند تعبیر میکنند که فاعل و قابل یکی هست ( و بعدا توضیحش بیان میشود ) . یک مطلب مهمی اینجا هست که از هم اکنون باید در نظر باشد تا بعد ببینیم که چگونه حل میشود . بعضی از متاخرین که بعد از مرحوم آخوند آمدند و با مسلک ایشان چندان موافق نبودند ، مثل مرحوم میرز ابوالحسن جلوه ، ایشان رساله ای کوچک به عنوان ربط الحادث بالقدیم دارد که در آن رساله همین