حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٠
جدا از مقولات دیگر نیست ، بلکه همین عرضها وقتی وجودشان وجود سیال باشد نام سیلان بخود میگیرند ، وجودشان حرکت است . مثلا سیلان سفیدی ، چیزی غیر از وجود سفیدی نیست . نه اینکه مثلا اگر سفیدی در حال حرکت باشد ، دو چیز وجود پیدا کرده باشد ، یکی سفیدی و دیگری حرکت و سیلان آن . بلکه آن موجود خود همان سفیدی است ولی به نحو سیلان . چون سفیدی دو نحو وجود میتواند داشته باشد ، وجود قار و ثابت و وجود سیال . پس ثبات و سیلان نحوه وجود اشیاء است و واضح است که نحوه وجود با خود موجود در واقع و نفس الامر دو چیز و دو وجود نیستند ، بلکه انتزاعا و ذهنا دو چیز هستند و این کثرت را ذهن میسازد . پس وجود حرکت و وجود متحرک یک چیز است نه اینکه حرکت وجود فی وجود آخر ، باشد . [ و نمی توان این تعبیر مرحوم آخوند را در اینجا صحیح دانست که : الحرکة حالة سیالة لها وجود ] . مطلب دیگری که مرحوم آخوند در ضمن این فصل به آن اشاره میکند حرکت قطعیه و حرکت توسطیه است . قبلا گفتیم که بعضی حرکت را در خارج علی نحوالتوسط قبول دارند ، یعنی یک شیء ثابت باقی مستمر ، و حرکت علی نحو السیلان در امتداد زمان را قبول ندارند . بعضی دیگر حرکت قطعیه را قبول دارند ، یعنی امری که دائما پیدا میشود و فانی میشود و حرکت به عنوان امر ثابت و باقی که حرکت توسطی است را قبول ندارند . و نیز گفتیم که مرحوم آخوند تمایل به این داشت که هر دو وجود دارد یعنی حرکت دارای دو حیث است ، از یک حیث امر ثابت و مستمر است و از حیث دیگر دارای سیلان است .