حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٩
که معلول است . چون علت تامالعلیه است و فاعل تام الفاعلیه است و از طرف دیگر قابل هم ممکن بالذات است و امکان ذاتیش هم کافی است برای موجود شدن آن و حالت منتظره ای در کار نیست مجردات محضه قهرا چنین هستند زیرا هیچ تعلقی به هیچ شی ای ندارند جز به علت خودشان . مجردات اموری هستند که نه واجبند و نه ممتنع ، بلکه ممکن بالذات هستند و امکان ذاتی آنها کافی است برای موجود شدنشان . شق دیگر این است که شیء به امکان ذاتی ممکن است ولیکن امکان ذاتیش برای تحققش کافی نیست و شرط دیگری نیز باید وجود داشته باشد تا آن شیء موجود شود . در این حالت آن چه مسلم است این شرط شرط فاعل نیست زیرا فرض این است که فاعل تام الفاعلیه است و در این مورد شرط معنی ندارد . بنابراین این شرط مربوط به قابل است یعنی اگر چیزی امکان ذاتیش کافی نبود برای تحققش ، لازمه اش این است که قابلیت وجودش مشروط به شرطی است یعنی نحوه وجودش نحوه وجود در شیء دیگر است و قابل لازم دارد ، یعنی سنخش سنخ صورت یا نفس و یا عرض است و نحوه وجودش نحوه وجود تعلقی است و چیزی باید باشد که آنرا بپذیرد . همین قدر که ثابت شد نحوه وجودش تعلقی است ، ماده ثابت میشود . چنانکه ملاحظه میشود در این برهان ابتداء " ماده " اثبات میگردد و سپس سؤال میشود : آیا هر ماده ای برای هر صورتی کافی است ؟ یعنی همین که ماده اثبات شد کافی است که هر صورتی را بپذیرد یا نه هر ماده ای دارای استعداد خاص و یک امکان خاص است . جواب این است که هر ماده ای باید یک تعین خاص داشته باشد تا یک صورت خاص را بپذیرد و این تعین خاص " امکان استعدادی " نام دارد و ماده ، حامل این امکان استعدادی است . در برهان اخیر ابتداء حامل [ ماده ] و سپس محمول [ امکان استعدادی ] اثبات میشود ، برخلاف برهان اول که ابتداء امکان استعدادی به عنوان یک عرض و محمول و سپس ماده به عنوان موضوع و حامل آن اثبات میشود . در برهان دوم