حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣
بوعلی آورده است ، بوعلی میگوید : هر حادثی قبل از وجودش ممکن است ،
زیرا اگر ممکن نباشد باید یا ممتنع باشد و یا واجب . و هردوی اینها با
حدوث منافات دارد [١] . حال که ثابت شد هر حادثی قبل از زمان حدوثش
دارای امکان بوده است ، ببینیم این امکان چیست ؟ یا جوهر است و یا
عرض قار است و یا عرض اضافه است . ( عرض قار یعنی اعراض غیر از
اضافه ) .
قدر مسلم این است که جوهر نیست ، مثلا ما که میگوئیم در گندم امکان
بوته گندم وجود دارد به این معنی نیست که یک شیء خاصی به طور مستقل در
گندم هست که مثلا با آزمایش میتوانیم آنرا به دست آوریم ، این امکان به
صورت یک صفت برای این جوهر وجود دارد . حالا باید به بینیم آیا این
صفت در ماهیت خود غیر از اضافه و نسبت است یا صفتی است که ماهیت آن
چیزی جز اضافه و نسبت نیست ؟ [٢] و [٣] [ سپس بوعلی ] میگوید این
چیزی که ما آنرا امکان مینامیم چیزی جز نسبت نیست و ماهیتش ماهیت
نسبت است . مثلا امکان استعدادی نطفه برای انسان عبارتست از نسبتی میان
نطفه و انسان . حال که اثبات شد امکان هر حادثی قبل از حدوثش وجود دارد
و آن امکان عرض است ، از آنجا که عرض نیاز به محل دارد ، محل همان
چیزی است که در اینجا " ماده " مینامیم . [ پس به این طریق ماده نیز
اثبات میگردد ] .
چنانکه بیان شد در اینجا فیلسوفان از راه مشاهده و حس مطلب را اثبات
[١] بوعلی [ بعد از اثبات امکان قبل از هر حادث ] توضیح میدهد که این امکان با قدرت فاعل اشتباه نشود ، گاهی وقت ها افرادی امکان ممکن را با قدرت فاعل اشتباه میکنند ، در عرف چنین است ، مثلا میگویند فلان چیز برای من ممکن است . [٢] درباب اعراض ثابت شده است که بعضی از اعراض حقیقتشان جز نسبت و اضافه چیز دیگری نیست . البته هیچ چیزی در دنیا وجود ندارد که دارای اضافه و نسبت نباشد ولی دارای اضافه بودن غیر از این است که حقیقت شی اضافه و نسبت باشد مثل ابوت و بنوت . [٣] از نظر این [ مدعای بوعلی در حقیقت و ماهیت امکان استعدادی ] فرق نمی کند که این امکان اضافه باشد یا عرض دیگر ولی طرداللباب ذکر میکنند .