حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٥
تشکیلات مادی هر موجودی آن را موجودی خاص قرار داده است ، مثلا اختلاف
دو موجود طبیعی مثل اختلاف دو ساختمان است . در حالیکه اعتقاد به صور
نوعیه یعنی اعتقاد به اینکه در اشیاء مختلفی که دیده میشوند غیر از جنبه
مادی و جسمانی آنها یک چیزی وجود دارد که آن چیز مبدأ آثار و حرکات
است ، و این همان چیزی است که فلاسفه به اعتبارات مختلف نامهای مختلفی
به آن داده اند ، گاهی قوه و به اعتباری صورت و به اعتبار دیگری طبیعت
و به اعتبار دیگری منوع یا مبدأ فصل مینامند .
مطابق نظر حکما اختلاف انسان با فلان حیوان در تاروپود مادی نیست ،
اختلاف ظاهری نیست بلکه به علت وجود دو قوه مغایر در این دو است .
همچنین اثبات میکنند که این قوه ها عرض نیستند بلکه جوهرند و نیز
اثبات میکنند که نسبت این قوه ها نسبت به این ماده ها ، نسبت فعلیت
است به قوه .
[ بعد از ذکر این دو مقدمه که برای توضیح مطالب این فصل لازم بود ، به
شرح مطالب این فصل میپردازیم ] .
اصل مدعا :
حکما معتقدند که منشأ حرکاتی که در عالم طبیعت پیدا میشود ، همان صورت نوعیه ها و طبیعت هاست ، منشأ این حرکات عمومی که در عالم طبیعت وجود دارد یک امر مفارق نیست . مثلا حرکت آب به یک سمت به علت یک امر مفارق صورت نمی گیرد و به این نحو نیست که آب در طبیعت خود لخت باشد و آن امر مفارق آن را به جهتی ببرد بلکه قوه ای در خود آب هست که این حرکت را به وجود آورده است [١] و [٢] .ما در اینجا در مقام اثبات صور نوعیه نیستیم ، همین قدر میخواهیم اثبات
[١] به همین دلیل حکما اموری را که در احادیث به ملائکه تعبیر شده و گفته اند : ملائکه همراه همه اشیاء هستند و هیچ دانه بارانی نیست مگر اینکه ملکی همراه آن باشد ، به صور نوعیه تعبیر میکنند و به همین قوائی تعبیر میکنند که سوار ماده هستند . البته این به این معنی نیست که همه ملائکه از سنخ قوا هستند ، ملائکهای هستند که از مفارقات >