حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢
باشند علل و معلولات معده مترتبه میتوانند غیرمتناهی باشند زیرا اجتماع در زمان واحد ندارند . ولیکن نوع دیگر از علت و معلول وجود دارد که علل و معلولات ایجابی و ایجادی نامیده میشوند و نمی توانند از یکدیگر منفک باشند ، علل ایجابی ضرورتا با معلولشان هم زمان هستند . از جمله علل وجود دهنده علل محرکه است ولیکن فلاسفه غربی نظرشان از محرک چیزی است که جزء علل اعدادی به حساب میآید و اساسا وقتی از علت سخن میگویند فقط معدات را در نظر میگیرند به همین دلیل فکر کرده اند برهان امتناع تسلسل در علل معده نیز صادق است لذا دچار اشکال شده اند . در باب علت محرکه هم چون کارشان را با طبیعت شروع کرده اند ، محرک را آن چیزی میپندارند که از خارج به شیء حرکت میدهد ، مثل ضربه ای که دست انسان به توپ وارد میکند و حرکت را از خارج بر آن عارض میکند . در حالیکه فلاسفه اسلامی معتقدند که قوه محرک همیشه در درون شیء محرک است ( مگر در حرکات قسری و جبری مثل حرکت اتومبیل که آنجا حکم دیگری دارد ) . مثلا در مورد ضربه به توپ معتقدند در حقیقت ، ضربه ، نیروی محرک نیست بلکه نیروی محرکه در درون خود توپ است و ضربه دست کارش این است که قوه محرکه درون توپ را وادار کند تا توپ را به حرکت درآورد ، نظیر دستوری که به کسی می دهیم و او را وادار به حرکت میکنیم . در اینجا نقش ما این نیست که بدن او را به حرکت آورده باشیم بلکه نیروی بدن خودش ، او را حرکت میدهد ، نقش ما بکار انداختن نیروی محرکه درون اوست . این را در همه حرکات ذاتی ( غیر عرضی و مجازی ) جاری و ساری میدانند و میگویند هر متحرک طبیعی نیازمند به محرکی است که همراه آن باشد و از آن جدا نشود . بنابراین همانطور که در فصل دوازدهم گفته شد هر حرکتی نیازمند به محرکی غیر از خودش است و از طرفی این محرک باید همراه متحرک خودش باشد و بلکه به دلیلی که در فصل بعد گفته خواهد شد محرک خارج از وجود خود متحرک نیست و از طرف دیگر به دلیل " علة المتغیر متغیر " ، هر محرک طبیعی