حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥
لجسمیتها ( ٢٥ ) لا أن الجسمیة فیها و فی غیرها مقتضیة للفلکیة أو الناریة
أو المائیة ( ٢٦ ) ، و بالجملة للخواص واللوازم المخصوصة فی نوع نوع ،
کما سیأتی فی مباحث الصور . وأما الذی ذکره من تجویز کون المادش مقتضیة
للحرکة المخصوصة و سائرالخواص ، فهذه المسماش بالمادش هی بالحقیقة
والمعنی صورش ، فلم یبق لها من معنی المادش الااسمها دون معناها ، فان
المعنی المذکور هو معنی الصورش بعینها ، اذلا نعنی بالصورش الا مبدأ الاثار
المختصة ، ولا نعنی بالطبیعة الا مبدأ الحرکة الذاتیة ، ولا حاجة بنا الی
الاسم بعد تحصیل الحقیقة بالبرهان " .
ثم قال ( ٢٧ ) : " فالحاصل ان الحجة المذکورش لاتدل علی اثبات القوی
والطبائع ( ٢٨ ) الا اذا بینا ان المادش مشترکة ، و متی تعذر ذلک لم تکن
الحجة منتجة .
فان قیل ( ٢٩ ) : ان المادش لاتصلح أن تکون مبدأ الحرکة لانها من حیث هی
هی
> نه میتوانند اثبات کنند و نه میتوانند نفی کنند ، چون لابراتوار با اشیائی که به صورت متصور هستند سرو کار دارد ، تجزیه میکند یا ترکیب میکند . ماده فلسفی اگر باشد با برهان باید اثبات شود ، و اگر نباشد باید با برهان نفی شود . ٢٥ - " محصلة لجسمیتها " نه اینکه " عارض لجسمیتها " . ٢٦ - یعنی فخر رازی خیال کرده است که جسمیت اقتضای فلکیت و ناریت و مائیت را دارد ، یعنی خیال کرده است که جسمیت اقتضای یکی از صور نوعیه را دارد ، و حال آنکه صورت نوعیه است که اقتضای این ماده را دارد . ٢٧ - قائل فخر رازی است . ٢٨ - منظور از قوا و طبایع در اینجا همان است که میگوئیم " محرک " ، چون در فصل های بعد خواهیم گفت که محرک در اجسام قوا و طبایعی است که در درون خودشان است یعنی بیرون از اجسام نیست . لذا بجای کلمه محرک ، قوا و طبایع گفته است . ٢٩ - این " قیل " نیز گفته فخررازی است که به خودش گفته است ، در اینجا حرفی طرح کرده است که به برهان پنجم برمی گردد . این حرف که گفتیم ماده قابل محض است و چیزی >