حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣
میکشیدند که بیان دیگری از " ماتریالیسم تاریخی " بود . از نظر قرآن و اسلام هر مبارزی به هر منظوری و در راه هر ایدهای شهید تلقی میشد و در مقام و مرتبه انبیاء قرار میگرفت و اساسا انبیاء نبودند مگر انقلابیون و مصلحان اجتماعی بزرگ . قرآن کتابی است که به مشاهده و تجربه اصالت میدهد و از تفکرات فلسفی و نظری مبرا است و " پوزیتیویسم " روح حاکم بر قرآن است . خوبی و بدی و مفاهیم اخلاقی فقط در شرایط خاص خود معنی دارد و هیچ اصول ثابتی بر اخلاق و رفتار انسان حاکم نیست و منظور از " عمل صالح " همین است که هر عملی را در شرایط و اوضاع اجتماعی آن عمل ، اعتبار کرده و مورد نظر قرار داد و سپس به ارزیابی آن پرداخت . بر همین اساس است که در جهت دستیابی به پیروزیهای سیاسی و اجتماعی هر خیانتی رنگ " اخلاق " به خود میگیرد و در جهت تامین این اهداف بحث از ارزشهای اخلاقی بحثی انحرافی است [١] . از طرف دیگر همین " عمل " که در اوضاع و شرایط خود ارزیابی میشود ، در عین حال معیار و ملاک و مبنائی است برای " شناخت " هر چیز حتی همان اوضاع و شرایط ، پراتیک معیار شناخت است . " جریان سومی که در مقابل " مارکسیسم " و " اسلام التقاطی " بطور گسترده و عمیقی در جامعه وجود داشت و دارد ، اسلامی است که متولی و مدافع آن " روحانیت " است ، این اسلام مبتنی است بر قرآن و سنت اولیای اسلام که با کوششها و تلاشهای بیش از هزار سال متفکرین و اندیشمندان اسلام در طی قرون برای مردم بیان و
[١] استاد مطهری به دست تهی مغزانی شهید شد که چنین اندیشه ناصوابی در سر داشتند و گناه نابخشودنی استاد این بود که افکار خود را مطرح میکرد و این افکار به زعم این نو باوگان عرصه بحث و نظر در خلاف جهت انقلاب و مغایر با شعارهای انقلابی بود و بهمین دلیل با " خوب " و " اخلاقی " دانستن ترور وی به خیال خود این مانع بزرگ را از سر راه انقلاب برداشتند .