حرکت و زمان در فلسفه اسلامی 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨
علةالثابت ثابت و علةالمتغیر متغیر " استفاده شده است یعنی اگر معلول ثابت است علت باید ثابت و اگر معلول متغیر است علت نیز متغیر باشد و چون ذات اشیاء ثابت است نمی تواند علت حرکت که امر متغیر است باشد . ولی در اینجا میتوان گفت که صدرالمتألهین ثابت نموده است که در عین اینکه ذات اشیاء ثابت است در همانحال حرکت در جوهر نیز وجود دارد یعنی در اینجا علةالمتغیر متغیر صدق میکند و علت حرکات عرضی جوهر متحرک آنهاست و اگر نقل کلام به خود حرکت جوهریه شود که آیا حرکت جوهریه بی نیاز از محرک است یا نیازمند ؟ اگر بگوئیم نیازمند آنگاه باید بر طبق " علةالمتغیر " برای حرکت محرک " متحرک جوهری " فکری کنیم . در پاسخ این اشکال باید به خود حرف ملاصدرا رجوع داد که میگوید جعل در حرکت جوهری جعل بسیط است و نه جعل تألیفی ، یعنی محرک جعل ذاتی را کرده که آن ذات از لوازم وجودش حرکت است و نه اینکه حرکت و ذات را در خارج موجود و آنگاه بواسطه عامل خارجی بیکدیگر مربوط بدانیم . این بحث در آینده بخواست خدا مفصلا خواهد آمد ، و حداقل مطلب در اینجا این است که بنا به اصول قدما ( که قائل به حرکت در جوهر نبودند ) این ایراد وارد است . اشکال به برهان سوم : برهان سوم این بود که حرکت کمال اول و تلاشی برای وصول به کمال ثانی که غایت و حالت ملائم نامیده میشود ، است . و چون پس از رسیدن شیء به غایت خود ، به کمال مطلوب و نافی حرکت خود رسیده است دیگر کمال او یعنی حرکت که تلاشی است برای دسترسی به کمال ثانی معنی ندارد و شیء در این مرحله ( وصول بغایت و کمال ثانی ) از حرکت ایستاده و ساکن میشود ، لهذا درمی یابیم که حرکت ذاتی شیء نیست . جواب این برهان از همان مبانی قدما برمیآید گفتیم که شیخ در تعریف حرکت ، آنرا نیازمند به غایتی دانسته که