فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٤ - کلیات
اسارتها و تمایلات و جذبه ها و وابستگیها به غیر خدا یعنی به قدرت طلبی افزون خواهی تمایل به تجاوز و استثمار خودخواهی جان پرستی غضب و شهوت پرستی و دیگر اسارتهای نفسانی باشد او خود عامل بوجود آمدن دشمنان آزادی در جبهه بیرونی یعنی جامعه خواهد بود. آزادی به این معنی مفهوم درست توحید خالص ابراهیمی است.
قرآن فلسفه بعثت انبیاء را رها سازی انسانها و آزاد نمودن آنها از همین قید و بندها و اسارتها و بارهای سنگین وابستگیهای درونی انسانها می شمارد (و يضع عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلال الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ)١.
و بر اساس آزادی از درون است که امیر المؤمنین انسان را در جامعه آزاد معرفی میکند:
[٣] ">لا تكن عبد غيرك و قد جعلك الله حراً)
[٢]
"زهرة بن عبد الله فرمانده سپاه اسلام وقتی برای رستم سردار ایرانی اهداف اسلام را تشریح میکند بر این جمله تأکید مینماید اخراج العباد من عبادة العباد الى عبادة الله) ٣..
ب استقلال
استقلال هم چیزی جز جنبه منفی قضیه نیست یعنی نفی سلطه و وابستگی به غیر حق و نیروهای اهریمنی و عوامل بازدارنده انسان
رابطه استقلال و آزادی بمثابه کلمه توحيد لا اله الا الله) است. نفی معبودها زمینه اثبات عبودیت خالصانه خداست تا استقلال نباشد و وابستگی به نیروهای بازدارنده و سلطه های اهریمنی وجود داشته
باشد آزادی وجود نخواهد داشت و آنجا که آزادی نباشد خواه ناخواه زنجیرهای اسارت اجتناب ناپذیر است و استقلالی هم نخواهد بود.
نفی هر کدام از آزادی و استقلال مستلزم تجاوزی به قلمرو دیگری است.
قرآن با تأکید خاصی اصل استقلال جامعه اسلامی و مؤمنان را بیان میکند و هر نوع سلطه بیگانه را نفی مینماید (لن يَجْعَل الله للكافرين على المؤمنين سبيلاً) [٤] . و حتی از دلگرم شدن به پشتیبانی نیروهای تجاوزگر و غیر توحیدی نهی می کند.
١) اعراف، آیه ١٥٧
[٢] نهج البلاغه نامه ٣١
[٣] کامل ابن اثیر، ج ٢، ص ٢٢١٣١٩
[٤] نساء، آیه ١٤١