رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٥١ - هلاکت نفس بهواسطۀ افراط در عبادات
چهارصد مرتبه ِیونسِیه، هزار بار لا إله إلا الله و امثالذلک. بعضِی از افراد مِیگفتند: «دِیدِیم حال خوشِی به ما دست مِیدهد، بهجاِی چهارصدبار، هزارمرتبه گفتِیم!» به او گفتم: «در بقِیۀ ذکر حالت چطور بود؟» گفت: «خِیلِی عالِی و خوش بود.» گفتم: «الان که بزرگان در دسترس هستند, خوب است شما راجع به حال خوشِی که براِیت پِیدا مِیشود، از اِیشان سؤال کنِی؛ شاِید اِین کار ضرر داشته باشد.» گفت: «پرسِیدن معنا ندارد؛ وقتِی که انسان ببِیند حالش خوب است، ادامه مِیدهد.»
آب را هم باِید بهاندازه خورد؛ زِیرا منشأ بسِیارِی از مسمومِیتها آب است. نوشِیدنِ بهاندازۀ آب، علاوه بر رفع عطش، سموم را دفع و ماِیع بِین سلولها را تأمِین مِیکند؛ اما اگر بِیشازاندازه مصرف شود، احتمال از کار افتادن کلِیه وجود دارد.
خداوند در رِیۀ انسان قابلِیت جذب هوا و اکسِیژن را قرار داده است؛ اما انسان هرچقدر هم نفَس عمِیق بکشد، در همِین حدّ حجم داخل قفسۀ سِینه مِیتواند نفَس بگِیرد. حال اگر لولۀ ِیک پمپ را در دماغ بگذارند و آن را روشن کنند، بالأخره رِیه مِیترکد و شخص از بِین مِیرود!
ذکر نِیز مانند اکسِیژن ـکه براِی بدن حِیاتِی استـ اگر بهاندازه نباشد، تبدِیل به آلت قتّالهاِی مِیشود و فرد را از بِین مِیبرد.
شارع نسبت به بعضِی از اعمال مِیگوِید ما حد را تعِیِین مِیکنِیم: دو رکعت براِی صبح، سه رکعت براِی غروب، چهار رکعت هم براِی سه نماز دِیگر؛ لذا هرچقدر هم به مذاق خوش آِید، نباِید بِیش از مقدار معِین انجام داد. نماز صبح دو رکعت است؛ حتِی اگر حال مکلف خوش باشد و شش رکعت بخواند، نماز باطل است.
ولِیدبنعقبه مست شده بود و بهجاِی دو رکعت نماز صبح، چهار رکعت خواند و گفت: «فعلاً حال خوشِی دارم؛ اگر بخواهِید، بِیشتر هم مِیخوانم!»[١] البته که اِین نماز باطل است.
تحلِیل اتِیان اعمال براساس حسن فاعلِی
[١]. مروج الذهب، ج ٢، ص ٣٣٥؛ انساب الأشراف، ج ٥، ص ٥١٩.