رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥١ - حکاِیتِی از اضطراب پِیرمردِی نسبت به نماز طواف نساء
مِیگوِیِیم اِین مسئله به فتواِی بعضِی اشکال ندارد؟! چون دِین و احکام الهِی براِی ما ارزش، حساسِیت و اتقان خودشان را از دست دادهاند! تو که مِیدانِی اِین تشخِیص غلط است، نباِید به او بگوِیِی انجام بده؛ هر مجتهدِی که اِین برداشت نادرست را دارد نِیز برحسب تکلِیف، وظِیفه و تشخِیصِی که به آن رسِیده باِید پاسخگو باشد.
منظور بنده اِین نِیست که انسان خودش را در قبال دِیگران مطرح کند، اِین غلط است؛ اما وقتِی سؤالِی مِیپرسند و تشخِیص فرد نسبت به ساِیرِین بهنحو دِیگرِی است، او باِید حکمالله واقعِی و نظر خودش را بگوِید گرچه تشخِیص اشتباه باشد.[١]
حکاِیتِی از اضطراب پِیرمردِی نسبت به نماز طواف نساء
چند سال پِیش ما در منِی نشسته بودِیم، پِیرمردِی آمد و درحالِیکه مِیلرزِید گفت: «آقا به دادم برسِید!» گفتم: «چه شده؟» گفت: «روحانِی کاروانمان مِیگوِید حمد و سورهات باطل است.» گفتم: «باطل باشد، مشکلِی نِیست!» گفت: «آخر مِیگوِید همسرت بر تو حرام مِیشود.» گفتم: «بندۀ خدا، تازه شانس آوردهاِی! اگر من جاِی تو بودم اصلاً نمازِ باطل مِیخواندم که همسرم بر من حرام شود! چند سال عمر دارِی؟» گفت: «هفتادودو.» گفتم: «تا هفتادودو سالگِی زن داشتِی، حالا چند سال هم نداشته باشِی مهم نِیست! تازه خِیالت راحت مِیشود؛ نمِیگوِید کجا رفتِی، چرا دِیر آمدِی؛ دِیگر مشکل و دردسر ندارِی؛ اِین چند سال آخر را هم خواهربرادرِی زندگِی کنِید و راحت باشِید.»
بعد از اِینکه با شوخِی و مزاح از آن حالوهوا خارج شد، به او گفتم: «حمد و سورهات را براِی من بخوان.» وقتِی که خواند، گفتم: «تو که از من بهتر
[١]. جهت اطلاع بِیشتر پِیرامون عدم جواز القاء مخاطب در حکم خلاف شرع با بِیان فتواِی غِیر، رجوع شود به رسالۀ اجتهاد و تقلِید، ص ٣٤٣.