رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٢ - تنقِیح مناط در موارد کراهت سلام
سوم سلام کردن به شخص در حمام. گرچه امروزه در تمام منازل حمام وجود دارد، اما سلام کردن در حمامهاِی عمومِی ـکه هرکس در گوشهاِی به تنظِیف خود مشغول استـ و بهتبع مجبور کردن افراد به جوابگوِیِی، معنا ندارد و شارع اِین ظرافتها را در نظر دارد.
تنقِیح مناط در موارد کراهت سلام
اگر براِی اِین سه موضوع (سلام بر خطِیب، مصلِی و مستحم) وحِی هم نِیامده باشد، عقل مِیگوِید سلام به خطِیب تمرکز او را از بِین مِیبرد و پِیوستگِی مطلب و استقصاء آن بهنحو مطلوب انجام نمِیشود و شنونده نِیز دچار حواسپرتِی مِیگردد. لذا شارع مِیگوِید در چنِین وضعِی نهتنها سلام مورد رضاِیت من نِیست، بلکه مبغوض و غلط است و براِی عمل به مستحبات موقعِیتهاِی زِیاد دِیگرِی وجود دارد که مِیتوان به آنها عمل نمود.[١]
حال اگر فرض کنِیم که شخصِی در خود فرو رفته و به نفس خوِیش مشغول است، ِیا ذکر و وردِی مِیگوِید که نباِید توجهش را از دست بدهد، در اِینگونه موارد نِیز مِیتوان به تنقِیح مناط گفت که سلام کراهت دارد؛ زِیرا اگرچه ذکر با صلاة متفاوت است، اما همان ملاک در اِینجا نِیز وجود دارد و لذا در اِین شراِیط
[١]. ِیکِی از دوستان پزشک دربارۀ ِیکِی از اشخاص که کمِی هم سمِین است و بنده اسم او را نمِیبرم، مِیگفت:
روزِی ما را صدا زدند و گفتند: ”به سراغ فلان شخص برو که بِیمار شده و از دلدرد داد مِیزند.“ با تجهِیزات پزشکِی رفتِیم و علت را پرسِیدِیم؛ گفت: «دِیشب ـکه شب جمعه بودـ با خود گفتِیم به استحباب خوردن بادمجان عمل کنِیم!» به او گفتِیم: «براِی استحباب خوردن بادمجان، ِیک دانه هم کفاِیت مِیکرد! چرا شما بِیشازاندازه خورشت بادمجان خوردهاِید؟! بعد به او داروِیِی دادِیم تا بهبود پِیدا کند.
آخر تو که مِیخواهِی زِیاد بخورِی، چرا به حساب استحباب مِیگذارِی؟! مشکل در اِینجاست که همۀ ما همِینطور هستِیم و فقط صورتمسئله متفاوت است.