رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٥ - روشنگرِی و هداِیتگرِیِ فقه حقِیقِی
خوشش آمده بود. من در آن مجلس نشسته بودم که او نزد مرحوم آقا آمد و گفت:
ما به مجلس فلانِی رفتِیم و حرفهاِی خوبِی هم مِیزد.
مرحوم آقا همِینطور نگاهش مِیکردند؛ بعد فرمودند:
اگر براِی بار دوم پاِیت را در آن مجلس بگذارِی، دِیگر با شما قطع رابطه خواهم کرد!
وقتِی اِین سخن را شنِید که اِیشان گفتند «اگر براِی بار دوم پاِیت را آنجا بگذارِی دِیگر با ما ارتباط ندارِی»، گوِیِی برق سهفاز او را گرفت و دِیگر در آن مجالس شرکت ننمود.
اگرچه آن استاد اخلاق حرفهاِی بدِی نمِیزد، اما همِینکه از صحبتهاِی او خوشش آمده است، ِیعنِی دارد دل را مِیبرد و وضعِیت را تغِیِیر مِیدهد و کار در حال تمام شدن است؛ اِینجا محلّ خطر است و باِید قاطع برخورد کرد.
فقه حقِیقِی و مصطلح
کلام مرحوم الهِی قمشهاِی در مقاِیسۀ حکمت و فقه مصطلح
در زمانِی که ما حجرهنشِین بودِیم، مرحوم الهِی قمشهاِی ـرحمة الله علِیهـ گاهگاهِی به قم مِیآمد و ما او را مِیدِیدِیم؛ اِیشان مِیگفت:
حکماء معمولاً چِیزِی در بساطشان نِیست؛ فقط أُسطُقسٌّ فوقَ الأُسطُقسّات، وجود بسِیط و منبسط، فِیض أقدس و مقدس و از اِینجور مطالب دارند؛ ولِی وقتِی به مسائل فقهِی مِیرسِی زِیر هر مسئلهاش ِیک حلب روغن و دو کِیسۀ برنج خوابِیده است!
روشنگرِی و هداِیتگرِیِ فقه حقِیقِی
البته فقهِی که اِیشان مِیگوِید اِین مسائل را دارد، ولِی فقه واقعِی که راه انسان را باز و روشن مِیکند و فکر او را از تحجّر درمِیآورد، با حکمت و امثالذلک تفاوتِی ندارد و همه در ِیک راستا هستند. تأثِیر فکر در مسِیر انسان بسِیار عجِیب است.