رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٠ - لزوم ارائۀ حکم صحِیح، بدون لحاظ فتواِی مرجع شخص سائل
کارِی که از آن ترس و هراس دارد و روِیگردان است را به مکلّف منتقل کند و بگوِید: «متوجه باش که گرچه بهحسبظاهر مِیگوِیم دلِیلِی بر منع و ردع ندارم و نسبت به حکم به جزم نرسِیدهام، ولِی خود من به اِین حکم عمل نمِیکنم؛ اما حالا خودت مِیدانِی؛ اگر مِیخواهِی، انجام بده!» در اِینجا اگر مکلّف آن کار را انجام داد، دِیگر به مجتهد ارتباطِی ندارد.
لزوم ارائۀ حکم صحِیح، بدون لحاظ فتواِی مرجع شخص سائل
از وظاِیف مجتهد، و مرجع که جنبۀ بالاترِی دارد اِین است که مقلّد را آگاه سازد و مطلب را براِی او روشن کند. اگر فقِیه اِین وظِیفه را بداند، دِیگر متوجه مِیشود که اگر در قبال سؤال دِیگران با خود بگوِید که «او از دِیگرِی تقلِید مِیکند و من نِیز نظر مرجع او را مِیگوِیم» و جواب اشتباه دهد، مسئول خواهد بود.
حتِی اگر مکلف از او تقلِید نکند، بالأخره مسلمان است و اِین عملِی که از نظر او قطعاً باطل است را انجام خواهد داد؛ دراِینصورت فقِیه چگونه مِیتواند به او پاسخ اشتباه دهد؟!
فرض کنِید که پزشکِی بر اساس تشخِیص اشتباه خود نسخهاِی تجوِیز کرده است؛ بهنحوِیکه اگر مرِیض آن دوا را مصرف کند ِیا آن عمل را انجام دهد، قطعاً براِی او خطرناک خواهد بود. وقتِی بِیمار به داروخانه مراجعه مِیکند، پزشک داروخانه که از عوارض اِین دارو مطلع است، از بِیمارِی او مِیپرسد و چون متوجه مِیشود که اِین تجوِیز ضرر دارد، مِیگوِید: «آِیا به طبِیب حاذقِی مراجعه کردهاِی و متوجه هستِی که چه داروِیِی را مصرف مِیکنِی؟! به نظر من اِین دارو بهدرد تو نمِیخورد؛ دوباره به دکتر مراجعه کن؛ شاِید اشتباه کرده باشد.»
وقتِی مسئول داروخانه مِیبِیند که داروِی خطرناکِی بهاشتباه تجوِیز شده است، نمِیگوِید او نسخه را آورده، پس من هم دارو را بفروشم و پولش را بگِیرم. چطور او اِینچنِین احساس وظِیفه مِیکند، ولِی ما بِیتفاوت هستِیم و در پاسخ