رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٣ - ملکۀ استنباط ملاکات احکام، مهمترِین مقدمۀ اجتهاد
نباِید سلام کرد، و هلُمَّجرّاً.
در مطوّل نسبت به تعداد دقِیق علاقههاِی مجاز استعاره اقوال متعددِی وجود دارد،[١] اما حقّ مطلب اِین است که اصلاً عدد معِیّنِی ندارد و شما مِیتوانِید در هر چِیزِی که بتواند وجه تشابهِی را بِین مشبّه و مشبّهٌبه اِیجاد کند، مجازات و استعارات را اعمال کنِید. هرکسِی مِیتواند با تنقِیح ملاک متوجه شود که در فضا و شراِیط خاصّ بهوجود آمده، اعمال استعاره جاِیز است ِیا نه، ولو اِینکه تعداد آن به پنجاه مسوِّغ برسد.[٢]و[٣]
ملکۀ استنباط ملاکات احکام، مهمترِین مقدمۀ اجتهاد
گرچه اِین نکات، ادبِی است، اما دربارۀ سلام نِیز مسئله همِینطور است؛ لذا مجتهد باِید با دقت زِیاد در مبانِی شارع ـکه بهنحو کلِی در ضمن بِیانات و خطابات در اختِیار او قرار مِیدهدـ و ممارست داشتن با متون رواِیات، لِمّ و رازورمز و ملاک را در مسائل درِیابد تا بتواند آن را در مصادِیق و جزئِیات إعمال کند. اگر مجتهد اِین مطلب را بهدست آورد، مِیتوان گفت به هفتاددرصد اجتهاد رسِیده است
[١]. المطوّل، ص ٦٤٦.
[٢]. البته هر اشتراکِی موجب اطلاق استعاره نِیست؛ مثلاً گرچه خصوصِیت «کرِیهُ رائحةِ الفم» در اسد نِیز وجود دارد، ولِیکن اسد گفتن به فردِی که چنِین صفتِی دارد، غلط است. با اشتراکِی که در آن حِیثِیت غلبه، افتراس و شجاعت لحاظ شده باشد، مِیتوان کسِی را به شِیر تشبِیه کرد، نه بهصرف ِیک اشتراک ولوفِیموردٍمّا؛ نمِیتوان با دِیدن فردِی که فقط موِی زرد او به ِیال شِیر شباهت دارد، گفت «رأِیتُ أسدًا».
[٣]. تلمِیذ: در تعرِیف اهل بلاغت، مجاز مرسل مجازِی است که غِیر از شباهت، علاقهاِی داشته باشد و براِی آن بِیستوپنج علاقه ذکر مِیکنند، اما استعاره را تنها بر اساس علاقۀ شباهت مِیدانند؛ بنابراِین مجاز مرسل در نگاه آنان قسِیم استعاره است. آِیا مبناِی حضرتعالِی اِین است که مجاز مرسل ِیک نوع استعاره محسوب مِیشود؟
استاد: فرقِی نمِیکند؛ در تمام اِین موارد استعاره است.