رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٨ - مراتب استحباب و کراهت
در بحث عمرۀ مفرده، رواِیات عدِیدهاِی وجود دارد که از تکرار آن در شهر واحد نهِی مِیکند. ِیکِی از آن رواِیات، رواِیت ذِیل است:
عن علِیِّ بنِ أبِی حمزةَ، قال: سألتُ أبا الحسنِ علِیهِ السّلامُ، عن رَجلٍ ِیدخلُ مَکّةَ فِِی السّنةِ المَرّةَ و المرّتِینِ و الأربعةَ کِیف ِیَصنَعُ؟ قال: «إذا دخَلَ فلِیَدخُل مُلَبِِّیًا و إذا خرَجَ فَلِیخرُج مُحِلّاً.» قَالَ: «و لکلِّ شهرٍ عمرةٌ.» فقلتُ «ِیکونُ أَقلَّ؟» فقالَ: «فِی کلِّ عشَرةِ أِیّامٍ عمرةٌ.»[١]
در اِین رواِیت، حضرت در ابتدا علِیّبنابِیحمزه را نهِی کرده و مِیفرماِیند: در ِیک ماه دو عمره انجام نده و بعد از اِینکه با اصرار بهدنبال تبصره و لاِیحهاِی مِیگردد و از حدّاقلّ فاصلۀ دو عمره مِیپرسد، حضرت در پاسخ مِیفرماِیند که دِیگر کمتر از ده روز نباشد.[٢]
وقتِی متولِی دِین مِیگوِید اِین عمل مورد رضاِی شارع نِیست، دلِیلِی ندارد ما بر انجام آن اصرار داشته باشِیم؛ مگر اعمال مستحبّ دِیگرِی مثل طواف وجود ندارد؟!
شارع در امثال اِین مورد چه عاملِی را در نظر گرفته که باعث شده است مکلف را در مرتبۀ اول نهِی کند؟! وقتِی که امرِی مورد رضاِی شارع است، دلِیلِی ندارد که به آن نهِی تعلق بگِیرد.
مراتب استحباب و کراهت
بهعنوان مقدمه باِید گفت که ممکن است استحباب ِیک عمل از استحباب همان فعل در شراِیط دِیگر کمتر باشد، چراکه در مستحبات نِیز مانند مکروهات، اکِیده و غِیراکِیده وجود دارد؛ بهعنوان مثال اصل سلام فِیحدّنفسه و در شراِیط عادِی
[١]. وسائل الشِیعة، ج ١٤، ص ٣٠٨.
[٢]. جهت اطلاع بِیشتر پِیرامون رواِیات اِین باب، رجوع شود به همِین مجلد، فصل پنجم.