رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٩ - مراتب استحباب و کراهت
مستحب است اما سلام به پدر و مادر طبعاً از استحباب بِیشترِی برخوردار است.[١]
استحباب صلاةاللِیل به حدِی مؤکد است که فقط مِنّةً علِی الأُمّةِ وجوبش از ساِیرِین برداشته شد[٢] و براِی رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم بر همان وجوب باقِی ماند،[٣] اما پنِیر و گردو خوردن، و با دست راست غذا خوردن هم مستحب
[١]. (وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا * وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا).* در اِین آِیه ظرافتِی بسِیار عجِیب نهفته است که به رندِی و کِیاست خاصِی نِیاز دارد. مِیفرماِید: (وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ)؛ در احترام به پدر و مادر نباِید وانمود کنِی که من به شما احترام مِیگذارم، بلکه باِید واقعاً خودت را در مرتبهاِی از خضوع و خشوع قرار دهِی که والدِینت از تواضع تو احساس نکنند که بر سرشان منّت مِیگذارِی و مشقتِی را بر خود تحمِیل مِیکنِی؛ مبادا بعداً بگوِیند اِین احترام و تواضع را نخواستِیم و عطاِیش را به لقاِیش بخشِیدِیم. (مِنَ الرَّحْمَةِ) در (وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ) به اِین معنِی است که با آنها بهنحوِی رفتار کن که حالت رحمت و عطوفت را در تو مشاهده کنند و براِی گفتن مطالب روِیشان به تو باز باشد.
* سوره اسراء (١٧) آِیه ٢٣ و ٢٤. نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ١٣٢:
«و پروردگار تو حکم نموده است که هِیچ موجودِی را جز ذات اقدس او پرستش مکنِید! و با پدر و مادر خود نِیکِی و احسان نماِیِید! اگر در نزد تو و در صورت حِیات تو، هرآِینه ِیکِی از آن دو و ِیا هر دوِی آنها به سنّ پِیرِی و سالخوردگِی رسِیدند (و در نتِیجه ضعِیف و مرِیض شده و از کار افتادند و صبر و تحملشان کم شد و به تو سخن درشتِی گفتند) تو سخنشان را رد مکن و اُف مگو! و آنها را از خود مرنجان و دور مکن و با آنها با گفتار کرِیمانه و کلام محترمانه برخورد کن؛ و معزز و مکرّم بدار براِی پدر و مادرت، بالهاِی ذلت و خشوع خود را از روِی رحمت بگستران و پاِیِین بِیاور! و بگو: ”بارپروردگار من! بر آن دو رحمت بفرست؛ همچنان که آن دو مرا در سنّ صِغَر و دوران صباوت و کودکِی پرورش دادند و به سرحدّ رشد و کمال رسانِیدند.“»
[٢]. تهذِیب الأحکام، ج ٢، ص ٢٤٣.
[٣]. همان، ص ٢٤٢:
«عن عمّارٍ السّاباطِیِّ قالَ: کنّا جلوسًا عندَ أبِی عبدِ اللهِ علِیهِ السّلامُ بِمِنِی، فقالَ لهُ رجلٌ: ”ما تقولُ فِی النّوافِلِ؟“ قالَ: ”فرِیضةٌ.“ قال ففَزِعنا و فَزِعَ الرّجلُ. فقالَ أبو عبدِ اللهِ علِیهِ السّلامُ: ”إنّما أعنِی صلاةَ اللِیلِ علِی رسولِ الله صلِّی اللهُ علِیهِ و آلِهِ و سلَّمَ؛ إنّ اللهَ ِیقولُ: (وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ)*.“»
ترجمه: «عمار ساباطِی مِیگوِید: ما در نزد امام صادق علِیه السّلام در منِی نشسته بودِیم که مردِی *