رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٩ - کلام مرحوم آقاِی حدّاد در منِی پِیرامون رفض ماسوِیالله
هزار سال است: (وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ)![١] اگر خدا به حسابرسِی بِیفتد، خوب حسابرسِی است؛ چنان به حساب مِیرسد که فرد به همانجاِیِی افتد که عرب نِِی انداخت![٢]
نگرش اولِیاء نسبت به تکالِیف و احکام
کلام مرحوم آقاِی حدّاد در منِی پِیرامون رفض ماسوِیالله
بهطورکلِی اولِیاء الهِی از افق دِیگرِی به تکالِیف و احکام مِینگرند. مرحوم والد بهنقل از مرحوم حدّاد ـرضوان الله علِیهماـ مِیفرمودند:
[١]. سوره حج (٢٢) آِیه ٤٧. معادشناسِی، ج ٨، ص ٢٤٨:
«و بهدرستِی که ِیک روز در نزد پروردگار تو مانند هزار سال است از سالهاِیِی که شما به شمارش درمِیآورِید.»
[٢]. تلمِیذ: بِین صفا و مروه مسِیر رفت و برگشت وجود دارد. در ِیک مسِیر هم مِیشود سعِی را انجام داد؟ ِیک نفر وقتِی جمعِیت زِیاد بوده است، از روِی نردهها و از مسِیر مخالف دور زده بود، به او گفتهاند اِین کار اشکال دارد و باِید دوباره انجام دهِی.
استاد: اگر شراِیطش باشد اشکالِی ندارد، ولِی موقعِی که ازدحام جمعِیت هست، درست نِیست و انسان باِید رعاِیت کند.
ِیک سال که ما سعِی انجام مِیدادِیم، ازطرف صفا به مروه بهنحو بسِیاربسِیارعجِیبِی شلوغ بود و ما وجببهوجب جلو مِیرفتِیم؛ اما در قسمت برگشت از مروه، خلوتتر و راحتتر بود. در همان حال دِیدم ِیکِی از آقاِیان ـ که فعلاً هم در قِید حِیات است ـ در مسِیر مروه، از جهت مخالف مِیآِید. به او گفتم: «اِین خلاف شرع است؛ چون باِید براِی افرادِی که در برگشت مِیآِیند فرجه و تنفسِی پِیدا شود، ولِی اِین کار شما باعث مِیشود که اِینها دوباره در ضِیق و فشار بِیفتند و ناراحت شوند.» گفت: «من خودم مسئله را بهتر مِیفهمم!»
وقتِی که مسعِی شلوغ باشد، آمدن در خطّ مروه تعدِی در حقّ ساِیرِین تلقِی مِیشود و غلط است. آقا دارد مرتکب خلاف مِیشود و درعِینحال مِیگوِید بنده حکم مسئله را بهتر مِیفهمم!
اگر خلوت باشد، حتِی اگر از داخل صفا و مروه برعکس بروِید هم تفاوتِی نمِیکند و اشکال ندارد؛ چون اِین ِیک مسئلۀ قراردادِی است که ِیک مسِیر را براِی صفا و ِیک مسِیر را براِی مروه قرار دادهاند؛ و الاّ در اصل هر دو ِیکِی است و تفاوت ندارد. مثلاً دِیدهام بعضِیها از مسِیر وسط که مخصوص وِیلچرِیهاست مِیروند؛ اِین کار در وقتِی که براِی آنها مانعِی بهوجود نِیاورد، اِیرادِی ندارد.