رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٢ - قدرت شگرف قلب آلوده در استخدام قوۀ عقل
حضرت امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام راجع به معاوِیه مِیفرماِید:
واللهِ ما معاوِیةُ بأدهى مِنِّی و لکنّهُ ِیَغدِرُ![١]
قسم به خدا که معاوِیه از من زِیرکتر نِیست، اما او شِیطنت و مکّارِی مِیکند (و من اهل مکر و حِیله نِیستم).[٢]
از اِینجا معلوم مِیشود که اهلعلم نِیز نباِید به علم خود غرّه شوند و بگوِیند: «ما که دِیگر مطلب را مِیدانِیم؛ هرجا بروِیم حواس خود را جمع مِیکنِیم و آن فضا در ما تأثِیر نمِیگذارد»؛ زِیرا اِین مسئله به قلب مربوط است و به علم و هوش و کِیاست و سِیاست و امثالذلک ارتباطِی ندارد. اگرچه علم و تفکر و تعقل کمک مِیکند، ولِی وقتِی که حبّ و بغض در قلب مستقر شد و کمکم برگشت، عقل را هم به استخدام خود درمِیآورد؛ لذا مِیگوِیند رفِیق باِید کسِی باشد که شما را به جنّت بخواند و نباِید در فضاِی مسموم قرار بگِیرِید. در فضاِی نفاق قرار گرفتن، قلب عالِم را هم برمِیگرداند و او را منافق مِیکند؛ اگرچه علم را از او نمِیگِیرد![٣]
[١]. نهج البلاغه (عبده)، ج ٢، ص ١٨٠.
[٢]. الکافِی، ج ١، ص ١١:
«عن محمّدِ بنِ عبدِ الجبّار عن بعضِ أصحابِنا رفَعَهُ إلِی أبِی عبدِ اللهِ علِیهِ السّلامُ، قالَ: قلتُ لَهُ: ما العقلُ؟ قالَ: ”ما عُبِدَ به الرّحمنُ و اکتُسِبَ به الجِنانُ.“ قالَ: قلتُ: ”فالّذِی کان فِی مُعاوِیةَ؟!“ فقالَ: ”تلکَ النَّکراءُ، تلک الشَِّیطَنَةُ و هِی شَبِیهةٌ بالعقلِ و لَِیست بالعقلِ.“»
ترجمه: «شخصِی از اصحاب مِیگوِید: از امام صادق علِیهالسّلام سؤال کردم: ”عقل چِیست؟“ حضرت پاسخ دادند: ”عقل چِیزِی است که بهوسِیلۀ آن، خداوند عبادت مِیشود و بهشت بهدست مِیآِید.“ عرضه داشتم: ”پس آنچه در معاوِیه وجود داشت چه بود؟“ فرمود: ”آن حِیله و مکر است، آن شِیطنت است و شبِیه به عقل مِیباشد اما عقل نِیست.“» (محقق)
[٣]. البته مراد از علمِی که امام صادق علِیهالسّلام مِیفرماِید: «العلمُ نورٌ ِیَقذِفُهُ اللهُ فِی قلبِ مَن ِیَشاءُ»* مسئلۀ دِیگرِی است؛ در اِینجا مراد ما از علم ِیعنِی محفوظات، ذخِیرهها، اطلاعات و آگاهِیها، که شخص اِینها را برمِیگرداند و در راستاِی تماِیل خود بهکار مِیگِیرد.
* مصباح الشرِیعه، ص ١٦.