رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٣١ - مطلب دوم تأثِیر شراِیط خارجِی در حکم فعل
مثال دِیگر در مورد سلام به خطِیب است. گرچه جواب سلام بر خطِیب واجب است اما علاوه بر اعتراض مردم، ملائکه نِیز براِی کسِی که به او سلام مِیکند ابداً ثوابِی نمِینوِیسند و هِیچ نتِیجهاِی بر اِین عمل مترتّب نمِیشود و شخص (خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ)[١] خواهد شد.
نمونۀ دِیگر آنکه مستحب است که انسان بهعنوان احترام به رفِیق، استاد, پدر و مادر از جا برخِیزد؛[٢] اما اگر همِین برخاستن را بهعنوان تمسخر انجام دهد ممکن است مکروه ِیا حرام شود.
[١]* آورد که آِیا اِین عمل رفع تکلِیف مِیکند ِیا خِیر.
تلمِیذ: اگر ادلۀ دِیگر بِیانگر اِجزاء باشند، حقِیقت اِجزاء چه خواهد بود؟
استاد: همانطور که عرض شد، نهِی دلالت بر بطلان و عدم محبوبِیت شارع دارد و عبادتِی مقرّب است که اِین جنبه در آن لحاظ شده باشد، فلهذا نفس «لا تُصَلِّ» دالّ بر بطلان است، الاّ اِینکه در جاِی دِیگر شارع آن عمل را باطل نداند، که از اِینجا مشخص مِیشود عدم محبوبِیت شارع در حدِی نِیست که بهطورکلِی و از اساس، رِیشۀ آن عبادت را بزند و آن را از بِیخوبن برآورد؛ مانند نهِی از صلاة در دار غصبِی. و اجزاء در اِینجا به همِین معنِی است؛ ِیعنِی شارع اِین عمل را نمِیپسندد ولِی زحمت و عمل او را نِیز بهطورکلِی باطل و کأنلَمِیَکُن تلقِی نمِیکند.
از اِینجا نتِیجه مِیگِیرِیم که در هر عملِی دو جنبه وجود دارد: ِیکِی جنبۀ ظاهرِی؛ دوم جنبۀ باطنِی و ربوبِی. و مقرّبِیت هر عمل بهمِیزان شدت و ضعف آن جنبۀ ربوبِی است نه ظاهرِی، و رعاِیت موازِین و صلاح در جنبۀ ظاهرِی به تقوِیت جنبۀ ربوبِی آن کمک خواهد کرد. و اما در مسئلۀ اجزاء، نفس اتِیان به عمل ظاهرِی، رافع تکلِیف ظاهرِی خواهد بود. بنابراِین نماز در حمام مانند نماز در زمِین غصبِی نخواهد بود که نفس صرفالوجود نماز با حضور در زمِین غصبِی در تعارض باشد و إجزاء حاصل نگردد.
[١٧١]. سوره حج (٢٢) آِیه ١١.
[٢]. تصنِیف غرر الحکم، ص ٦٩:
«ثَلاثٌ لا ِیُستَحِیِی مِنهُنَّ: خِدمَةُ الرَّجلِ ضَِیفَه، و قِیامُهُ عن مَجلِسِه لِأبِیهِ و مُعلِّمِه، و طَلَبُ الحَقِّ و إن قَلَّ.»
ترجمه: «سه چِیز است که از آنها نباِید حِیا نمود: خدمت کردن مرد به مِیهمانش، و از جاِی خود برخاستن براِی پدر و معلمش، و حق را طلب نمودن اگرچه کم باشد.» (محقق)