رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٤ - برخورد غلط اهلعلم، سبب بِیزارِی حجاج از مناسک حج
[١]* بهواسطۀ تشکِیک آن روحانِی در اعمال حج ما مجبور بودِیم هر عملِی را چند بار تکرار نماِیِیم تا ِیقِین به صحت آن پِیدا نماِیِیم. منجمله من هفده بار نماز طواف نساء خواندم و آنچنان دلهره و اضطراب مرا فرا گرفت که اصلاً نفهمِیدم چه حجِی بهجاِی آوردم و از کجا شروع کردم و به کجا ختم نمودم! و بهحدِی اِین کِیفِیت عمل روحانِی مذکور اثر سوئِی در من گذاشت که بهکلِی از حج بِیزار و برِی گشتم و با خود عهد کردم تا زنده هستم دِیگر به مکه برنگردم. و در آخر به آن روحانِی گفتم: در روز قِیامت تو را پِیش جدم رسول خدا مِیبرم و به او مِیگوِیم: اگر حج اِین است که اِین روحانِی به ما آموخت من از دِین تو برمِیگردم، و اگر آن است که خلافش را به ما آموخت دادِ من را از اِین فردِی که ما را بهکلِی از حج بِیزار نمود بگِیر!
و اِیشان حتِی در هنگام بِیان اِین داستان آنچنان ملتهب و مضطرب گردِیده بود که مرحوم والد با دست اشاره کردند که به صحبت ادامه ندهد.
وقتِی که از منزل آقاِی دکتر سجادِی بِیرون آمدِیم مرحوم والد ـرضوان الله علِیهـ رو کردند به من و فرمودند: ببِین اِین روحانِیها با دِین مردم چه مِیکنند! و چطور آنها را با احتِیاطهاِی بِیجا و بِیمورد از دِین بِیزار مِیکنند، و آن حجِی را که باِید طعم حلاوت آن و انبساط قلب و انشراح صدرِی که از آن حاصل مِیشود موجب شوق و رغبت و عشق به مراجعت مجدد به حرم الهِی گردد بر آنها زهرمار مِینماِیند! و همچون دِیو و غولِی مهِیب موجب تنفر و انزجار آنها مِیگردانند، بهطورِیکه دِیگر جرأت تکرار اِین فرِیضه بزرگ را در خود نمِیبِینند. چنانچه خود اِیشان مکرر مِیگفتند: دِیگر من به حج ِیا عمره نخواهم رفت.
البته ناگفته نماند: حقِیر پس از مدتِی طِیّ مباحثاتِی پِیرامون سهل و آسان بودن شرِیعت مقدس اسلام با اِیشان به ذکر اِین نکته پرداختم و براِی اِیشان مستدلاً ثابت کردم که کردار آن روحانِی کاروان صددرصد باطل و بر خلاف سنت و روش زعماِی دِین بوده است و هِیچگاه خداِی متعال بدِین اعمال و راهنماِیِیها رضاِیت ندارد، و اگر باهم به سفرِی به حج ِیا عمره مشرف شوِیم خواهِید دِید که اِین حج چقدر شِیرِین و دلپسند و با طمأنِینه و روحافزا و دلچسب است، بهطورِیکه هر سال شوق دِیدار خانه محبوب و ملاقات با جلوات مخصوصۀ حج شما را به آنسوِی بکشاند و نهتنها هِیچگونه اضطراب و تشوِیشِی عارض شما نگردد، بلکه دائماً در حال بهجت و سرور، تمناِی حضور بِیشتر و فِیض کاملترِی را بنماِیِید؛ گرچه معالأسف هنوز توفِیق تشرف در معِیت صدِیق محترم براِی حقِیر دست نداده است. رزقنا اللهُ جمِیعًا الوفودَ إلِی بِیتِهِ الکرِیمِ علِی ما هدانا اللهُ و هدانا رسولُه و الأئمّةُ المنتَجَبِین علِیهم السّلام، آمِین.»