رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٧٧ - نقدِی بر اشکال علاّمۀ طباطباِیِی به علاّمۀ طهرانِی پِیرامون استضعاف ابنعربِی (ت)
شخص راه بسِیار زِیادِی آمده باشد و تماِیل زِیادِی داشته باشد، مِیتواند بعد از ده روز دوباره انجام دهد.» اما در هِیچِیک از رواِیاتِی که از ائمه علِیهمالسّلام در دست است، اِین مطلب را نمِیِیابِیم؛ پس چگونه در اِین نقل، عبارت «عشرة أِیّام» آمده است؟! لذا شک پِیدا مِیشود که شاِید او اصلاً از موسِیبنجعفر علِیهماالسّلام نقل نکرده و اِین مطلب را از نزد خود گفته است.
نقدِی بر اشکال علاّمۀ طباطباِیِی به علاّمۀ طهرانِی پِیرامون استضعاف ابنعربِی (ت)
از علِیّبنابِیحمزه چنِین کارهاِیِی برمِیآمد؛ زِیرا ممکن است شخصِی بر اساس جهل، فساد و انحراف پِیدا کند،[١] ولِی او اِینطور نبود.
علِیّبنابِیحمزه تا آخر عمر شرِیفِ موسِیبنجعفر علِیهماالسّلام وکِیل حضرت بود و چند سال هم در زمان امام رضا علِیهالسّلام زندگِی کرد و سپس به درک واصل شد.
[١]. روزِی بِین مرحوم علامۀ طباطباِیِی و مرحوم والد ـرضوان الله علِیهماـ راجع به محِیِیالدِین صحبت بهمِیان آمد. بنده نِیز در آن مجلس حضور داشتم و بحث در مورد اِین بود که چگونه محِیِیالدِین مطالبِی را موافق با نظر اهلتسنن بِیان کرده است.
مرحوم آقا مِیفرمودند: «ممکن است بگوِیِیم که اصلاً او در مقام استضعاف اِین مطلب را گفته است، ولِی در اواخر عمر اشراف و نگرش دِیگرِی پِیدا کرده و حقِیقت براِی او روشن شده است.» مرحوم علامه لبخند منکرانهاِی زدند و فرمودند: «آخر محِیِیالدِین از مستضعفِین است؟!»
اما حقّ مطلب اِین نِیست. درست است که محِیِیالدِین شخصِیتِی است که فتوحات و فصوص دارد و مطالبِی را مطرح کرده که کسِی مانند او اِین مسائل را بسط و شرح نداده است، ولِی ما از تارِیخ زندگِی و مِیزان عمر او غافلِیم و فقط مِیگوِیِیم فلان مطلب را محِیِیالدِین گفته است؛ درحالِیکه محِیِیالدِین در سنّ سِیسالگِی با محِیِیالدِینِی که در سنّ هفتادسالگِی چنِین مطلبِی را مطرح کند بسِیار تفاوت دارد.
مرحوم آقا مِیخواستند اِین نکته را با مرحوم علامۀ طباطباِیِی مطرح کنند که او در سنِینِی اِین حرفها را زده که از او استضعاف برمِیآِید، اما شما الان با ِیک نگاه کلِی به آثار او مِینگرِید و مِیگوِیِید محِیِیالدِین چنِین حرفِی را زده است؛ درصورتِیکه او کتب خود را در زمانهاِی مختلفِی نوشته است و لعلّ اِینکه بعداً مسئله براِیش روشن شده باشد.