رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩٣ - نکتۀ چهارم در لحاظ قرائن تارِیخِی در استنباط حکم
از آنجا که در آن زمان انگشتر در دست راست نهادن بهعنوان ِیک سنت مطرح بود، معاوِیه برخلاف آن سنت عمل کرد و انگشتر را درملأعام از دست راست درآورد و در دست چپ قرار داد و اهلسنت نِیز به تبع او تختّم بالِیسار کردند و اِین شعار آنها شد؛ نه اِینکه مؤمنِین بهجهت مخالفت با معاوِیه و اهلتسنن تختّم بالِیمِین کنند و اِین سنت از زمان او تشکِیل شده باشد.
از آنچه گذشت روشن شد که رواِیت امام حسن عسکرِی علِیهالسّلام که مِیفرماِیند: «علاماتُ المُؤمنِ خمسٌ...» بهجهت شناخته شدن مؤمن از اهلتسنن نِیست؛ بلکه تختّم بالِیمِین علامت اِیمان است و مؤمن باِید اِین عمل را انجام دهد، چه معاوِیه و تختّم بالِیسار وجود داشته باشد و چه وجود نداشته نباشد.
«زِیارة الأربعِین» نِیز مانند «التختّم بالِیمِین» از علامات مؤمن است؛ به اِین معنِی که مؤمن زِیارت اربعِینِی که به سِیدالشّهدا علِیهالسّلام اختصاص داده شده است را درهرحال انجام مِیدهد و به اِین کارِی ندارد که اهلتسنن چه مِیگوِیند و در اربعِین امواتشان چه مِیکنند؛ بنابراِین کسانِی که براِی غِیر آن حضرت اربعِین مِیگِیرند، فاقد علامتِی هستند که مورد نظر رواِیت است.
نکتۀ چهارم در لزوم لحاظ قرائن تارِیخِی در استنباط حکم
نکتۀ چهارم در لزوم لحاظ قرائن تارِیخِی در استنباط حکم
نکتۀ چهارم: اتفاقاً از نکات بسِیار مهمِی که با موضوع تکرار عمره نِیز ارتباط دارد اِین است که مجتهد باِید موضع رواِیات و اخبار را نسبت به قضاِیاِیِی که عموم جامعه به آن تماِیل دارند، لحاظ کند و مورد بررسِی قرار دهد.
ِیکِی از مواردِی که بنده پِیگِیر آن بودم و الان هم تاحدودِی بحث از آن بالا گرفته است، مسئلۀ برگزارِی مراسم اربعِین براِی متوفِّی مِیباشد. همانگونه که افراد نسبت به تکرار عمرۀ مفرده تماِیل دارند اما شارع مقدس چنِین اجازهاِی نداده است، همۀ کسانِی که عزِیزِی را از دست دادهاند اشتِیاق دارند که براِی هفت و اربعِین و سال او مجلس بگِیرند؛ امروزه که دِیگر بعد از گذشت صد سال و پوسِیده شدن استخوانها و حتِی طعمۀ موران شدن آنها نِیز براِی متوفِّی «ذکرِی سَنَوِیّة» مِیگِیرند، درحالِیکه براِی اموات اربعِین گرفتن هِیچ وجه شرعِی ندارد.