رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٤ - معنا نداشتن نهِی شارع از عمل مرضِیّ خود
و سِیدرصد دِیگر را باِید به مسائلِی نظِیر رجال و حدِیث و بلاغت بپردازد.
معنا نداشتن نهِی شارع از عمل مرضِیّ خود
با توجه به آنچه راجع به مراتب استحباب ذکر شد، باِید دِید که وقتِی راوِی در مورد تکرار عمرۀ مفرده از حضرت سؤال مِیپرسد، بر چه اساس در ابتدا او را نهِی مِیکنند و در مرتبۀ بعد مِیفرماِیند در هر ده روز مِیتوانِی ِیک عمره انجام بدهِی؟[١] در صورت رضاِیت شارع به انجام عمره در هر ده روز و با توجه به امکان بِیان همِین حکم در مرتبۀ اول، بِیان «و لکلِّ شهرٍ عمرةٌ»[٢] چه حکمِی مِیتواند داشته باشد و چرا حضرت ابتدائاً با اِین عبارت پاسخ فرمودهاند؟
منبابمثال استحباب سلام به پدر و مادر بسِیار بِیشتر از استحباب سلام بر ِیک فردِ در کوچه و خِیابان است؛ اما بالأخره به هر دو فعل ثواب تعلق گرفته و دِیگر معنا ندارد که شارع مکلف را از انجام اِین عبادت برحذر بدارد. شارع که با هزار بِیان مِیتواند مراتب شدت و ضعف ثواب را در ِیک مسئله ابراز کند، چرا از نهِی لا تفعل استفاده مِیکند؟! اِین مطلب با ادعاِی أقلُّ ثواباً سازگار نِیست.
بنابراِین، آنچه در لسان تعابِیرِ متون فقهِی مشاهده مِیکنِید که در اِینگونه موارد حکم به أقلُّ ثواباً کردهاند، محلّ اِیراد و اشکال است؛ زِیرا در جاِیِی که امرِی مورد رضاِی شارع نباشد، بدِیهِی است که دِیگر أقلُّ ثواباً معنا ندارد.
اگر فعلِی حتِی ِیکدرصد مورد رضاِی شارع باشد، قاعدتاً باِید نسبت به آن أمر «اِفعل» تعلق بگِیرد؛ لذا شارع بر اساس شدت و ضعف استحباب عمل در موارد عدِیده، تعبِیرات متفاوتِی را بِیان مِیکند. اگر مولا بفرماِید «إفعل و لا تَترُک»، معناِی خاصِی را افاده مِیکند که آن معنا در عبارت «إفعَل و إنْ شئتَ لا تَفعَل» و عبارت
[١]. رجوع شود به همِین مجلد، ص ١٦٤.
[٢]. وسائل الشِیعة، ج ١٤، ص ٣٠٨، ابواب العمرة، باب ١.