رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٦ - کِیفِیت جمع بِین امر و نهِی شارع
سلام واجب نبود؛[١] لذا فقهاء در اِین باب حکم به أقلُّ ثواباً کردهاند و گفتهاند ِیعنِی ثواب ـکه بهمعناِی ترتبِ تقرب و تجرد استـ کماهوحقّه تعلق نمِیگِیرد و بهمقدار کمِی بر آن عمل بار مِیشود.
عرض شد که اِین مطلب، باطل و محلّ اِیراد است؛ زِیرا چه اِینکه ثواب را ـبنا بر آنچه که بِین عوام و حتِی خواص راِیج استـ بهمعناِی «اعطاء عوض و بذلوبخشش الهِی در قبال عمل مکلّف» بگِیرِیم که آن عوض عبارت باشد از نعمات الهِیِ مذکور در آِیات و رواِیات، و چه اِینکه آن را بهمعناِی صحِیحِ «ترتبِ تقرب و تجرد» تفسِیر کنِیم، بازهم اِین مبنا باطل و خدشهدار است.
زِیرا امر مستحب از استواء طرفِین بِیرون آمده و مِیل و نظر شارع بر وجود آن امر بِیش از عدمش تعلق گرفته است، و ملاک اتِیان و تعِیّن خارجِی آن بر ملاک عدمِ تعِیّن ـکه بهصورت مبغوضِیتِ عندالشارع تلقِی مِیشودـ برترِی پِیدا کرده است.
اِین مسئله از مرتبۀ استواء طرفِین تا مرتبۀ لزوم و الزام و وجوب و اِیجاب، داراِی مراتب تشکِیکِی است؛ بنابراِین چه اشکالِی دارد که ثواب از نظر شارع، در مراتب مختلفهاش مُمضِی باشد و چرا باِید به آن نهِی تعلق بگِیرد؟!
شارع دائماً انسان را به مراتب اعلِی در عمل دعوت مِیکند و مِیگوِید اگر مثلاً نماز با خصوصِیاتِی مانند قرائت سور مختلف و خواندن دعاهاِی خاص در سجده و قنوت و حضور قلب باشد، ثواب فراوانِی دارد، و اگر رعاِیت اِین
[١]. کراهت سلام به مصلِّی ازاِینباب است که او در حال توجه است، گرچه سلام امرِی عبادِی است.
اِین مسئله که تکلِیف در چه خصوصِیت و با چه شراِیطِی آمده است، بسِیاربسِیار مهمّ و کاربردِی است و باِید در بسِیارِی از موارد فقهِی به اِین نکته توجه داشت. همانطور که عرض شد، بنا بر توسعۀ ملاک، در هر موردِی که شخص مشغول انجام کارِی است و به دقت و تمرکز نِیاز دارد، اِین حکم تحقق پِیدا مِیکند، گرچه چنِین رواِیتِی نداشته باشِیم؛ مانند سلام به کسِی که در حال قرائت قرآن مجبور است مکرراً جواب سلام افراد را بدهد.