رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٣ - اشتمال بر مبانِی دقِیق عرفان اسلامِی، مشکل مثنوِی مولانا نزد مخالفِین (ت)
[١]* اقرار نماِید که اِین اشعار مثلاً از من نبوده و بدان افزوده شده است، آِیا دِیگر اِین کتاب بِیمثال براِی شما خالِی از اشکال و اِیراد خواهد شد؟ و دِیگر اعتراضِی بر او و مطالبش وارد نخواهد بود؟! خِیر، مثنوِی مولانا اشکالش در اشعار مدح خلفاء نِیست، که در اعلان و ابلاغ و اظهار مبانِی عرفان و وحدت وجود است؛ شما از وحدت وجود مولانا مِیترسِید نه از مدائح او نسبت به خلفاء، چه خوب مِیدانِید که شخصِیتِی بِیبدِیل چون جنابش اگر از مثل ابوبکر و عمر و عثمانِی که در عرضۀ مسائل علمِی و فرهنگِی حتِی از کمترِین مراتب معرفتِی در زمان خود پاِیِینتر بودند مدح و ثنا گوِیند، به اعتبار و اتقان کلمات و سخنان خوِیش لطمه وارد نموده است. گِیرم که مولانا فردِی سنِّیمذهب بوده است، آِیا اِین مسئله دلِیل آن مِیشود که بهخاطر اشعارِیچند، خود را از اِین درِیاِی بِیکران معارف الهِی محروم نماِیِیم؟! شما به اِین بنده بنماِیانِید: از زمان ظهور و نشأت مولانا تا کنون چند نفر بهواسطۀ مدح و ثناِی او از خلفاء جور، به مذهب تسنّن گروِیدهاند و از تشِیع فاصله گرفتهاند؟ آِیا کسِی را ِیاراِی آن مِیباشد که در مقام مقاِیسه و سنجش بِین مدح و ستاِیش علِیّ مرتضِی حِیدر کرار در اشعار مولانا و آن مضامِین مستانه و عاشقانهاِی که حکاِیت از شور و حال دِیگرِی در آن جناب هنگام سرودن اشعار آبدار و عرشبنِیان مِینمود با اشعارِی که در مدح خلفاء جور بهنظم درآورده است، جانب خلفاء را بگِیرد و مولانا را در اِین کتاب متماِیل به خلفاء جلوه دهد؟! زهِی بِیانصافِی و عناد و حماقت! و نعوذ بالله من الجهل و العصبِیة و الضّلال.
آِیا آن اشعار عجِیب و غرِیب مولانا درباره امِیرالمؤمنِین علِیه السّلام حکاِیت از تشِیع او نمِیکند؟!
آِیا اِین شعر:
|
باز گو اِی بازِ عرشِ خوششکار |
تا چه دِیدِی اِین
زمان از کردگار |
|
|
راز بگشا اِی علِیّ
مرتضِی |
اِی پس از سوءالقضاء حُسنالقضاء* |