رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٤ - اشتمال بر مبانِی دقِیق عرفان اسلامِی، مشکل مثنوِی مولانا نزد مخالفِین (ت)
[١]* تأمل و توقف در قضاوت نمِینماِید؟
سؤال و پرسش اِین قلم از معترضِین و مهاجمِین بر مکتب و مدرسه و شخص مولانا اِین است که: آِیا اشعار آن جناب در مدح خلفاء بود که بر مکتب تشِیع ضربه وارد کرد و مردم را از گراِیش به اهلبِیت بازداشت ِیا فتواِی آن فقِیهِی که دهها سال نانونمک امام زمان ارواحنا فداه را خورده و در سالهاِی آخر عمر خود با تبرئۀ عمَر از انتساب آن تعبِیر ننگِین و شرمآور بر رسول خدا، ساحت خلِیفۀ دوم را از آن جناِیت منزّه ساخت؟!
آِیا کمر دخت پِیامبر را اشعار مولانا در مدح خلفاء ثلاثه شکست ِیا آن تنزِیه و تبرئۀ فقِیه اهلبِیت که گفته بود و چه زشت و نامِیمون سخن رانده بود که انتساب اِین عبارت: ”إنَّ الرَّجُلَ لَِیَهجُر؛** اِین مرد هزِیان مِیگوِید“ به جناب عمر محال و غِیر قابل قبول است؟ و در پِی اِین سخن هزل و مزخرف، علماء اهلسنت اعلام کردند که اکنون شِیعه پس از گذشت هزاروچهارصد سال به بطلان خود و کذب افترائاتِی که بر خلفاء ثلاثه وارد مِینموده است پِی برده است!
آِیا کمر امِیرالمؤمنِین علِیه السّلام را اشعار و سخنان مولانا خُرد کرد ِیا اباطِیل و هزِیانهاِی آن فقِیه عالمنماِی شِیعِی که سقِیفۀ بنِیساعده را از افتخارات عالَم اسلام برشمرد و آن را موجب ثبات و بقاء خلافت اسلامِی دانست؟ و خلافت بنِیامِیه را موجب عزت و افتخار اسلام اعلام نمود؟ و واقعۀ عظماِی غدِیر را ِیک فرع پِیش پا افتادۀ فقهِی همچون ساِیر فروع مختلفٌفِیها قلمداد کرد؟
کدامِیک از اِین دو طِیف کمر علِی را شکستند؟! آِیا آن فقِیهِی که با انکار هجوم عمَر به خانۀ فاطمۀ زهراء و آتش زدن درب خانه و قتل حضرت محسن بِین در و دِیوار و کشته شدن دخت پِیامبر موجبات خشنودِی و خرسندِی زعماِی اهلسنت و علماِی وهابِی را فراهم نمود و خدمتِی که به آنها نمود در طول هزاروچهارصد سال کسِی چنِین نکرد ضربه بر فرق مولاِی متّقِیان وارد ساخت، ِیا کسانِی چون مولانا و محِیِیالدِین و امثال اِینها؟!
آِیا کسانِی که براِی تحقق وحدت خِیالِی و پوشالِی، قلم بطلان بر مبانِی و اصول مسلّم تشِیع مِیکشند و در خوشخدمتِی به مرام و مذهب اهلسنت حتِی از خود آنان جلوتر و پِیشقدمتر افتادهاند، مبلّغ و منادِی تشِیع هستند، اما دلاورمردان عرصۀ معرفت و فرهِیختگان و مشعلداران وادِی بهاء و عظمت و تجرّد و توحِید از خوان لاِیزال ولاِیت محروم و بِینصِیباند؟
بحمدالله امروزه دِیگر دغدغۀ وحدت و مسالمت بِین دو مذهب از مِیان رفته است، و با هداِیا و تحفههاِیِی که از سوِی علماء شِیعه بهجانب اهلسنت هر روز و هر ساعت روان است جاِی هِیچگونه نگرانِی و تشوِیش خاطر نمِیباشد، و با اِین وضعِیت که به پِیش مِیروِیم نهتنها آن آرزو و امنِیه محقق، بلکه فرسنگها از آنان جلو افتادهاِیم. روزِی ِیکِی از همِین فقِیهان با انکار فدک و *