رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٣٣ - عدم امکان تحقق افعال، بدون شراِیط و ظروف خارجِی
«اتفاقاً بودم و دِیدم، ولِی حال پاسخ دادن نداشتم.»
در اِین شراِیط امروز متوجه مِیشوم که در آنموقع مرحوم پدر ما در چه حالوهواِیِی بود که حتِی با سلام کردن ما از آن حال درمِیآمد. ما چه مِیدانِیم که اولِیاء الهِی در چه افقِی بهسر مِیبرند، و لذا انسان نباِید به بهانۀ عرض ارادت، ولِیّ خدا را با سلام خود از آن حالوهوا خارج کند.
در اِینجا کمکم متوجه مِیشوِیم که حِیثِیت و ملاک و رمزِی که امام علِیهالسّلام بهواسطۀ آن از عمل مستحبِی نهِی مِیکند، همان شراِیطِی است که باعث مِیشود از حِیثِیت اول فعل کاسته شود و لذا ِیک عمل مندوبِی که فِیحدّنفسه هِیچ اِیرادِی ندارد، در ارتباط با شراِیط دِیگر مکروه مِیشود.
بهعبارتِدِیگر اگر در اِین فرض خود عمل را ـ لو خُلِّی و طَبعَه ـ در نظر بگِیرِیم، مستحب است، اما خودِ عمل بهاضافۀ آن شراِیط، ملاک واحدِی را بهوجود مِیآورند که بهواسطۀ آن، حکم تغِیِیر پِیدا مِیکند.
عدم امکان تحقق افعال، بدون شراِیط و ظروف خارجِی
بهطورکلِی هر فعل و عبادتِی را که در نظر بگِیرِیم، بالأخره در تحت شراِیطِی قرار مِیگِیرد؛ هِیچ شِیئِی در اِین دنِیا بدون شراِیط و خصوصِیات وجود ندارد و بالأخره باِید در عالم خارج با مقارناتِی محقَّق شود.
برخلاف ادعاِی غلطِ «الماهِیاتُ أعدامٌ»،[١]و[٢] هِیچ وجودِی در عالم خارج بدون ماهِیت تحقق پِیدا نمِیکند. البته ماهِیت و وجود دو چِیز نِیستند، بلکه هر دو ِیکِی است و هرچه هست وجود است؛ منتها وقتِی که ما به صُقع وجود نظر دارِیم، مسئلۀ بساطت و صرافت مطرح مِیشود و وقتِی که به تعِیّن خارجِی وجود نظر دارِیم،
[١]. جهت اطلاع بِیشتر رجوع شود به الحکمة المتعالِیة فِی الأسفار العقلِیة الأربعة، ج ٢، ص ٣٣٩.
[٢]. ماهِیت همان هوِیّت خارجِی وجود است و نمِیتوان آن را امر عدمِی دانست؛ لذا ادعاِی عدمِی بودن ماهِیت صحِیح نمِیباشد.