رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٢ - بهرهگِیرِی اولِیاء الهِی از حِیات دنِیا در جهت دستگِیرِی از دِیگران
«الدّنِیا دارُ مَمَرٍّ و الآخرةُ دارُ مَقَرٍّ فخُذوا مِن مَمَـرِّکم لِمَقرِّکم»[١] اما مِیخواهم برحسب فهم قاصر و مِیزان تشخِیص خود، اختلاف افق و مرتبهاِی که انسان مِیتواند در آن قرار بگِیرد و از مراتب مادون فاصله پِیدا کند را عرض کنم.
بهعبارتِدِیگر مؤمن دنِیا را بهعنوان توشهاِی براِی آخرت مِیخواهد و لذا هر روزِ خود را به عبادت و تحصِیل رضاِی خدا مِیگذراند تا اِینکه بالأخره اِین پرونده به انتهاء برسد و مُهر ختم بر آن نهاده شود:
|
صوفِی ابنُالوقت باشد اِی رفِیق |
||||
|
نِیست فردا گفتن از شرط طرِیق[٢] |
||||
پس ما زنده از آنِیم که بهترِین کارها را انجام دهِیم، بارمان را سبک نگه دارِیم و توبه کنِیم تا اِین دنِیا توشهاِی براِی آخرت باشد که «و إنّ الِیَومَ عَملٌ و لا حِسابَ و غداً حسابٌ و لا عملَ»؛[٣] اِینها خوب است و همه باِید همِینطور باشند، اما انسان به مرتبهاِی مِیرسد که اصلاً از اِینکه چِیزِی از وجوب و حرمت و استحباب و کراهت در کِیسهاش برِیزند و براِی خودش کسب رتبهاِی کند, عبور مِیکند.
بهرهگِیرِی اولِیاء الهِی از حِیات دنِیا در جهت دستگِیرِی از دِیگران
بعضِی در اِین دنِیا زندگِی مِیکنند تا دِیگران از بودنشان نفع ببرند و اصلاً به اِینکه خدا مِیخواهد به آنها چِیزِی بدهد ِیا ندهد کارِی ندارند. ِیک سال به دکتر مراجعه مِیکند، زِیر تِیغ جراحِی مِیرود، هزار درد و گرفتارِی را تحمل مِیکند, در بستر استخواندرد و کمردرد و دِیسک و هزار درد دِیگر مِیافتد، فقط براِی اِینکه
[١]. الأمالِی (صدوق) ص ٢٢٠.
[٢]. مثنوِی معنوِی، ج ١، ص ٥.
[٣]. نهج البلاغه (عبده) ج ١، ص ٩٣. معادشناسِی، ج ١٠، ص ٣٨٤:
«امروز عمل است و حسابِی نِیست، و فردا حساب است و عملِی نِیست.»