رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٦٠ - انحصار ارائۀ حقِیقت احکام، در بِیانات اولِیاِی کُمَّل الهِی
ِیک شب که با رفقا به مسجدالخَِیف داخل شدِیم، دِیدم آقاِی حاج سِید احمد زنجانِی با جمِیع رفقاِی طهرانِی و اِیرانِی گرد هم نشسته، و اِیشان سخت از وضع طهارت و نجاست حجاج و معابر ناراحت است، و گوِیا نِیز در وقت دخول به مسجدالخَِیف، ترشحِی از آن آبها به اِیشان شده است، و اِیشان را چنان متغِیر نموده بود که: «خداوندا! بارالها! مِیخواهِیم دو رکعت نماز باطهارت در مسجد تو بهجاِی آورِیم، ببِین مگر اِین عربها و اِین مردم با اِین وضع و کِیفِیت مِیگذارند؟!»
من به او پرخاش کردم و گفتم: «مرِیدِی از نزد استادش به حضور بزرگِی رفت. آن مرد بزرگ به او گفت: ”ما عَلَّمَکم اُستاذُکم؛ استاد شما به شما چه چِیزِی تعلِیم کرده است؟!“ آنها گفتند: ”علَّمَنا استاذُنا بالتِزامِ الطّاعاتِ و تَرک الذّنوبِ؛ استاد ما به ما التزام به طاعتهاِی خدا و ترک نمودن گناهان را تعلِیم نموده است.“ آن بزرگ گفت: ”تلکَ مَجوسِیّةٌ مَحضَةٌ، هلّا أمَرَکُم بالتَّبَتُّلِ إلَِی اللَهِ و التّوجّهِ إلِیهِ برَفضِ ما سِواه؛ اِین کارها صرفاً آداب دِین مجوس است (زردشتِیها که قائل به دو مبدأ خِیر و شر، و نور و ظلمتاند). چرا شما را امر نکرد تا ِیکسره بهسوِی خدا بروِید و توجهتان به وِی باشد؛ به فراموش کردن و دوررِیختن ماسواِی خدا؟!“»[١]
انحصار ارائۀ حقِیقت احکام، در بِیانات اولِیاِی کُمَّل الهِی
اِین همِین فرهنگ متعارف ماست. اگر اِین بزرگان نبودند, واقعاً ما نمِیدانستِیم چه کنِیم و چطور به مغزِی و عمق تکالِیف و حقاِیق احکام دسترسِی پِیدا کنِیم. حقِیقتاً بسِیار مسئلۀ مهمِی است که آنان چطور انسان را از عوالم ظاهر و تحجّر عبور مِیدهند و همِینطور از مراتب دَنِی مرتّباً بالا مِیبرند تا اِینکه او را در افقِی قرار مِیدهند که دِیگر به فکر ثواب و گناه نِیست که بخواهد بگوِید: «اِین کار واجب را باِید انجام دهم؛ اِین محرّم را باِید ترک کنم؛ اِین مکروه و آن مستحب است. کسِی که فکرش
[١]. روح مجرد، ص ١٤٢.