رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٩٥ - نکتۀ چهارم در لحاظ قرائن تارِیخِی در استنباط حکم
معلوم است که هِیچوقت جواب نخواهند داد؛ چراکه در تارِیخ چنِین چِیزِی وجود ندارد؛ پس چرا ما باِید به مردم دروغ بگوِیِیم و حقِیقت را براِی مردم بِیان نکنِیم؟! آِیا مقام امام حسِین از پِیغمبر هم بالاتر بود که اربعِین پِیغمبر نسخ شده ولِی براِی امام حسِین باقِی مانده است؟! اگر رسول خدا اربعِین داشت، چرا باِید تا حدود پنجاه سال بعد از شهادت آن حضرت[١] اربعِین بگِیرند و سپس بعد از زمان شهادت امام حسِین در سال شصتوِیک ِیکدفعه همه تعطِیل شود و دِیگر ادامه پِیدا نکند؟! آِیا اِین حرف، خندهدار و عذر بدتر از گناه نِیست و اِین صحبتها در روز قِیامت مسئولِیت و حسابوکتاب ندارد؟! آِیا سِیدالشّهدا علِیهالسّلام ما را مؤاخذه نخواهد کرد که اگر اِین مسئله را در منابع دِیدهاِی سند بِیاور و اگر ندِیدهاِی چرا چنِین مطلبِی را بِیان کردِی؟!
اربعِین فقطوفقط به سِیدالشّهدا اختصاص دارد؛ وقتِی براِی امام حسن، حضرت زهرا، امِیرالمؤمنِین و حتِی پِیامبر اربعِین وجود ندارد، چرا ما براِی اموات خود اربعِین برگزار مِیکنِیم؟! آِیا عدم سفارش به زِیارت اربعِین براِی امام سجاد و امام باقر علِیهماالسّلام، بر مبغوضِیت اِین امر دلالت نمِیکند؟!
اگر اِین مراسم مبغوض نبود و مباح محسوب مِیشد، باِید افرادِی بدون اِینکه مورد اعتراض واقع شوند اربعِین مِیگرفتند و از اِینکه تابهحال اِین مجالس نبوده
[١]. در رواِیت وارد شده است که پِیغمبر صلِّی الله علِیه و آله و سلّم را سم دادند و اِیشان را شهِید کردند. امام صادق علِیهالسّلام مِیفرماِیند:
تدرونَ ماتَ النبِیُّ صلِّی اللهُ علِیهِ و آلِهِ و سلَّمَ أو قُتِلَ؟ إنّ اللهَ ِیقولُ: (أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ)،* فسُمَّ قبلَ الموتِ، إنّهُما سمَّتاهُ!**
«آِیا مِیدانِید پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله و سلّم با مرگ طبِیعِی از دنِیا رفت ِیا کشته شد؟ خداوند مِیفرماِید: ”پس اگر او بمِیرد ِیا کشته شود، آِیا شما بر روِی پاشنههاِی پاِی خود به عقب واژگون مِیشوِید؟!“ بنابراِین، آن حضرت قبل از مرگ سم داده شده بود و آن دو زن او را مسموم کردند.»
* سوره آل عمران(٣) آِیه ١٤٤.
** بحار الأنوار، ج ٣١، ص ٦٤١ (بهنقل از تفسِیر عِیاشِی، ج ١، ص ٢٠٠).