رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٨ - آگاه کردن مکلف با ملاکات احکام، وظِیفۀ ضرورِی مجتهد
شمردن مخاطب، فهم او را ببندد. تا حدِی که مکلّف مِیفهمد باِید به او فهماند؛ ما از چه چِیز مِیترسِیم و نگرانِیم؟ آِیا از اِینکه مشتمان باز شود و مطلب مختفِی افشا گردد هراس دارِیم؟!
اِین شِیوه سابقاً وجود نداشته است و بعدها کمکم اِیجاد شد و مشخص است که براِی چه بهوجود آمد! فقهِی که دور مجتهد و فقِیه را ببندد و او را در محدودهاِی قرار دهد که حسابش از حساب مردم جدا شود و بِین او و مکلف مرزِی بهوجود آورد فقه نِیست، بلکه نوعِی صنعت و فن است.[١]
نحوۀ بِیان حکم توسط مجتهد
آگاه کردن مکلف با ملاکات احکام، وظِیفۀ ضرورِی مجتهد
مجتهد نباِید تنها به گفتن حکم اکتفا کند؛ بلکه باِید ملاک آن را نِیز براِی مردم روشن نماِید و مقاصد و اهداف آن تکلِیف خاص را بگوِید تا مقلّد راه خود را با اختِیار انتخاب کند. فقِیه باِید براِی مکلَّف مقاصد و اهداف آن تکلِیف خاص را بِیان کند که اگر اِین عمل را بهجا آورِی، اِین نورانِیت را پِیدا مِیکنِی و به اِین نتاِیج مِیرسِی و اگر آن عمل دِیگر را انجام دهِی، در تو کدورت پِیدا مِیشود.
بسِیارِی از افراد بهصرف اِینکه فقِیه براِی حرمت فعلِی دلِیلِی نِیافته و حکم به جواز کرده است، در مهلکه مِیافتند؛ درحالِیکه اگر حکمِی به حدّ حرمت نرسِیده است، اما فقِیه مِیفهمد که اِین حکم حدّاقل مرضِیّ شارع نِیست، باِید به مردم بگوِید که ممکن است ارتکاب اِین عمل (مانند انجام بعضِی از بازِیها و استعمال برخِی از آلات و ادوات) براِی شما عواقب روحِی و نفسِی بهدنبال داشته باشد و کدورت بهوجود بِیاورد، گرچه من هنوز نسبت به حرمت آن به ِیقِین نرسِیدهام.
اگر فقِیه اِین را در رسالۀ توضِیحالمسائل ننوِیسد، مسئول است و در روز قِیامت مقلّد جلوِی او را مِیگِیرد؛ زِیرا اگر مثلاً مجتهد بگوِید فلان بازِی مباح است،
[١]. جهت اطلاع بِیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٣٢١؛ ج ٤، ص ٥٥.