رسالۀ عمرۀ مفرده - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٥٢ - حکاِیتِی از اضطراب پِیرمردِی نسبت به نماز طواف نساء
مِیخوانِی!» گفت: «حاجآقا ما را دست مِیاندازِی؟» گفتم: «روز قِیامت شهادت مِیدهم حمد و سورهات درست است؛ خوب است؟» ولِی چنان دلش را خالِی کرده بودند که هرچه به او مِیگفتم باور نمِیکرد؛ گفتم: «والله، بالله، به جدّم پِیغمبر قسم که حمد و سورهات درست است؛ دِیگر در اِین سرزمِین منِی به چه کسِی قسم بخورم؟! برو، نمازت صحِیح است.»
او رفت و سِی نفر را با خود به خِیمه آورد و گفت که اِینها هم همِین مشکل را دارند! و بعد معلوم شد مبلغِی که براِی تصحِیح قرائت حمد و سوره به آنها گفته شده، برحسب وسع از صدوپنجاه رِیال سعودِی به بالا بوده است!
خلاصه بعد از سلاموعلِیک، گفتند: «اِین شخص مِیگوِید که شما گفتهاِید حمد و سورهاش درست است؛ حمد و سورۀ همۀ ما نِیز اشکال دارد.» گفتم: «عجبا! آِیا تابهحال همۀ نمازهاِیتان باطل بوده است؟! اگر حمد و سوره باطل باشد، نمازهاِیِی که تابهحال خواندهاِید هم باطل است؛ پس بروِید آنها را قضا کنِید! خداوند از شما همان نمازِی را مِیخواهد که صبح مِیخوانِید؛ اگر آن نمازتان باطل باشد اِین هم باطل است و اگر آن درست است نماز طوافتان نِیز صحِیح است.» بالأخره وقتِی اِینها هم خواندند، گفتم: «قرائت همه درست است؛ بروِید و راحت باشِید.»
فقط سه نفر بودند که دِیدم هرچه مِیگوِیم اصلاً به اِین بِیچارهها نمِیچسبد. گفتم: «شما سه نفر اسمهاِیتان را بنوِیسِید تا نمازتان را من بخوانم.» اسمهاِیشان را که نوشتند به آنها گفتم: «دقت کنِید که واجب است نمازتان را خودتان بخوانِید، ولِی چون اضطراب دارِید من هم ازطرف شما نِیابتاً مِیخوانم و البته اعمال بقِیه صحِیح است.»
اِین سِی نفر هم رفتند، ولِی لابد مِیدانِید که چه تبعاتِی داشت؛ برخِی تا آخر سفر دِیگر به ما سلام نکردند و سرشان را برمِیگرداندند، و پشتسرِ ما حرفهاِیِی